تزریق دو جزئی LSR در قطعات پزشکی و کاربرد آن در تولید
فهرست مطالب

قطعه‌ای که در بدن انسان تحت فشار مکرر باز و بسته می‌شود، باید هم نرمی و انعطاف سیلیکون را داشته باشد و هم استحکام یک تکیه‌گاه سخت را حفظ کند. این دو خاصیت به‌ندرت در یک ماده واحد در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، پس مهندسان طراحی چگونه یک شیر تنفسی یا یک سیل پزشکی می‌سازند که نرم باشد و در همان حال به بدنه پلاستیکی سخت خود متصل بماند، بدون استفاده از چسب یا مونتاژ دستی جداگانه؟ پاسخ این پرسش در تلاقی دو فناوری تولید قرار دارد که هرکدام به‌تنهایی کاربرد محدودی دارند، اما در ترکیب با یکدیگر راهکاری برای یکی از چالش‌های اصلی تولید قطعات پزشکی فراهم می‌کنند.

در این مقاله فرآیند تزریق دو جزئی LSR را از زاویه فنی بررسی می‌کنیم؛ از تعریف لاستیک سیلیکون مایع و منطق تزریق دو جزئی گرفته تا گام‌های اجرایی، چالش دمایی بین LSR و ترموپلاست، و الزامات ویژه‌ای که تولید قطعات پزشکی با این روش می‌طلبد. مهندسان طراحی محصول، مسئولان تولید در صنعت تجهیزات پزشکی و کارشناسان کنترل کیفیت با مطالعه این محتوا می‌توانند دریابند این فرآیند دقیقاً چگونه کار می‌کند، چه قطعاتی برای آن مناسب هستند و چه نکاتی در طراحی و اجرا باید رعایت شوند تا محصول نهایی از نظر فنی و کیفی قابل اتکا باشد.

تولید قطعات پزشکی مرکب، مثل یک شیر یک‌طرفه با بدنه سخت و لبه نرم آب‌بند، تا پیش از گسترش تزریق دو جزئی معمولاً به دو مسیر ختم می‌شد: یا قطعه سیلیکونی به‌صورت جداگانه قالب‌گیری و سپس با چسب یا فشار مکانیکی به بدنه پلاستیکی متصل می‌شد، یا کل مونتاژ به‌صورت دستی در خط تولید انجام می‌گرفت. هر دو روش نقطه ضعف مشترکی دارند؛ افزودن یک مرحله انسانی یا شیمیایی جداگانه به فرآیندی که قرار است در حجم بالا و با دقت میکرونی تکرار شود. در قطعه‌ای که قرار است داخل بدن یا در تماس مستقیم با بافت زنده کار کند، هر مرحله اضافه یعنی یک نقطه بالقوه خطا، از عدم چسبندگی کافی گرفته تا آلودگی ناشی از چسب.

فرآیند تزریق دو جزئی این معادله را تغییر می‌دهد. در این روش، جزء سخت و جزء نرم قطعه در یک سیکل واحد و روی یک دستگاه شکل می‌گیرند، بدون آنکه قطعه از قالب خارج شود و به ایستگاه دیگری منتقل شود. این ویژگی به‌طور مستقیم با نیازهای صنعت پزشکی هم‌راستا است، جایی که تکرارپذیری، ردیابی دقیق مواد و کاهش دخالت انسانی در فرآیند تولید، شرط پذیرش محصول توسط نهادهای نظارتی و مشتریان صنعتی است.

محدودیت‌های روش‌های تولید سنتی برای قطعات مرکب پزشکی

قالب‌گیری جداگانه اجزای سخت و نرم و سپس اتصال آن‌ها با چسب یا اتصال مکانیکی، چند محدودیت مشخص دارد. نخست، چسب‌های صنعتی معمولاً باید از نظر بیوسازگاری جداگانه تایید شوند، که یک لایه بررسی و تایید اضافه به فرآیند تولید تحمیل می‌کند. دوم، اتصال مکانیکی یا فشاری، به‌ویژه در قطعاتی با ابعاد کوچک مثل اجزای کاتتر یا شیرهای میکرو، به‌سختی می‌تواند آب‌بندی کامل و پایدار ایجاد کند. سوم، مونتاژ دستی در حجم تولید بالا، هزینه نیروی انسانی و زمان تولید را افزایش می‌دهد و در عین حال احتمال خطای انسانی را وارد فرآیندی می‌کند که باید از نظر کیفی یکنواخت باشد.

مزیت تولید یکپارچه در یک سیکل تزریق

وقتی جزء ترموپلاست و جزء LSR در یک قالب واحد و طی یک سیکل ماشین شکل می‌گیرند، پیوند بین دو ماده در سطح مولکولی و طی فرآیند پخت شکل می‌گیرد، نه با یک لایه واسط مثل چسب. این پیوند مستقیم معمولاً استحکام بالاتر و پایداری بیشتری در برابر چرخه‌های فشار و خمش دارد، که برای قطعاتی مثل دیافراگم یا شیر تنفسی که هزاران بار در طول عمر خود باز و بسته می‌شوند، اهمیت مستقیم دارد. از منظر تولید، حذف مرحله مونتاژ جداگانه به معنای کاهش تعداد ایستگاه‌های کاری، کاهش زمان کلی سیکل تولید و کاهش نقاطی است که باید تحت کنترل کیفیت جداگانه قرار گیرند.

جایگاه این فرآیند در مسیر تصمیم‌گیری تولید

انتخاب تزریق دو جزئی LSR یک تصمیم صرفاً فنی نیست، بلکه ترکیبی از ارزیابی حجم تولید، پیچیدگی هندسی قطعه و سطح ریسک قابل‌قبول در پیوند بین دو ماده است. مهندسان طراحی محصول معمولاً پیش از ورود به مرحله تولید انبوه، باید بدانند این فرآیند برای قطعه مشخص آن‌ها از نظر فنی و اقتصادی توجیه دارد یا خیر. بخش‌های بعدی این مقاله، اجزای تشکیل‌دهنده این فرآیند و نحوه اجرای آن را به‌تفصیل بررسی می‌کنند تا این ارزیابی بر پایه اطلاعات فنی دقیق انجام شود.

پیش از بررسی نحوه اجرای فرآیند تزریق دو جزئی، لازم است بدانیم LSR از نظر ترکیب شیمیایی و رفتار فیزیکی چه ماده‌ای است، چرا که رفتار این ماده در قالب مستقیماً روی طراحی فرآیند تزریق دو جزئی تاثیر می‌گذارد. لاستیک سیلیکون مایع یک الاستومر دو‌جزئی بر پایه پلاتین است که برخلاف لاستیک‌های با قوام بالا (HCR)، در دمای اتاق به‌صورت مایع با ویسکوزیته پایین باقی می‌ماند و همین ویژگی، آن را برای تزریق دقیق در قالب‌های پیچیده مناسب می‌کند. در ادامه، ترکیب دو‌جزئی این ماده و ویژگی‌هایی که آن را برای ساخت قطعات پزشکی مناسب می‌کند را بررسی می‌کنیم.

ترکیب دو‌جزئی پلاتینی LSR (Part A و Part B)

LSR در دو ظرف جداگانه عرضه می‌شود که هر یک نقش متفاوتی در واکنش پخت دارند. جزء A حاوی یک کاتالیزور پلاتینی است و جزء B حاوی متیل هیدروژن سیلوکسان، که نقش بازدارنده و اتصال‌دهنده را ایفا می‌کند. این دو جزء پیش از ورود به قالب، در نسبت مساوی و درون یک میکسر استاتیک با یکدیگر مخلوط می‌شوند. واکنش پخت این ماده از نوع افزایشی (Addition Cure) است، نه تراکمی، و این تفاوت اهمیت مستقیمی دارد؛ در واکنش افزایشی هیچ ماده جانبی مثل الکل یا آب در فرآیند پخت آزاد نمی‌شود، که برای قطعاتی با تماس مستقیم با بافت زنده یا مسیر دارو یک ویژگی ضروری محسوب می‌شود.

فرآیند اختلاط دو جزء باید با دقت بالا و به نسبت ثابت انجام شود، چرا که کوچک‌ترین انحراف در نسبت اختلاط می‌تواند روی سرعت پخت و خواص مکانیکی نهایی قطعه اثر بگذارد. به همین دلیل، دستگاه‌های تزریق LSR مجهز به سیستم‌های دوز‌دهی خودکار هستند که نسبت اختلاط را در طول کل سیکل تولید ثابت نگه می‌دارند.

ویژگی‌های کلیدی LSR مرتبط با کاربرد پزشکی

از میان خواص متعدد LSR، چند ویژگی مشخص هستند که کاربرد آن را در قطعات پزشکی توجیه می‌کنند. نخست، بیوسازگاری ذاتی این ماده است؛ ساختار مولکولی LSR بر پایه یک اسکلت غیرآلی سیلیکون-اکسیژن شکل گرفته که نسبت به بسیاری از مواد پلیمری آلی، واکنش‌پذیری کمتری با بافت زنده دارد. دوم، مقاومت حرارتی این ماده در محدوده وسیعی از دما پایدار می‌ماند، که برای قطعاتی که تحت فرآیندهای استریلیزاسیون حرارتی یا اتوکلاو قرار می‌گیرند اهمیت دارد.

سوم، LSR در فرآیند پخت خود ماده فرار یا بوی باقی‌مانده تولید نمی‌کند، ویژگی‌ای که آن را برای قطعاتی با تماس مستقیم با مسیر تنفسی یا گوارشی مناسب می‌سازد. چهارم، دقت تکرارپذیری تولید با LSR بالا است؛ کاهش انقباض حجمی و جریان‌پذیری یکنواخت این ماده در قالب، امکان تولید قطعاتی با تلورانس ابعادی محدود و هندسه ریز را فراهم می‌کند، که در قطعاتی مثل شیرهای میکرو یا اجزای کاتتر ضروری است.

در کنار این مزایا، لازم است توجه داشت که LSR در برابر پارگی نسبت به برخی الاستومرهای دیگر مقاومت کمتری نشان می‌دهد. این نکته در طراحی قطعاتی که تحت کشش یا خمش مکرر و شدید قرار می‌گیرند، باید مورد ارزیابی مهندسی قرار گیرد.

چرا LSR نسبت به HCR برای قطعات دقیق پزشکی ارجحیت دارد

در مقایسه با لاستیک با قوام بالا (HCR)، LSR به دلیل ویسکوزیته پایین‌تر، امکان پرکردن حفره‌های قالب با هندسه ریز و جزئیات دقیق را با کیفیت بالاتری فراهم می‌کند. فرآیند تزریق HCR معمولاً نیازمند مراحل آماده‌سازی دستی بیشتری است، در حالی‌که LSR به‌صورت کامل با سیستم‌های تزریق خودکار سازگار است، که همین ویژگی دقت تکرارپذیری بالاتری در تولید حجم بالای قطعات پزشکی ایجاد می‌کند. بررسی تفصیلی تفاوت این دو ماده و کاربردهای اختصاصی هرکدام، موضوع مقاله جداگانه‌ای در همین مجموعه است.

پس از بررسی ماهیت شیمیایی LSR، اکنون نوبت به بررسی فرآیندی می‌رسد که این ماده را در کنار یک ترموپلاست به یک قطعه واحد تبدیل می‌کند. تزریق دو جزئی به فرآیندی گفته می‌شود که در آن دو ماده مختلف، طی یک سیکل تولید واحد و بدون خروج قطعه از ماشین، درون یک قالب مشترک شکل می‌گیرند. برخلاف تصور رایج، تزریق دو جزئی صرفاً به معنای ریختن دو ماده در کنار یکدیگر نیست، بلکه یک توالی مهندسی‌شده از حرکت قالب، تزریق و پخت است که باید با زمان‌بندی دقیق طراحی شود تا پیوند نهایی بین دو ماده از نظر مکانیکی و شیمیایی قابل اتکا باشد.

تفاوت تزریق دو جزئی با اورمولدینگ و اینسرت مولدینگ

اورمولدینگ (Overmolding) و اینسرت مولدینگ (Insert Molding) از نظر مفهومی به تزریق دو جزئی نزدیک هستند، اما در جزئیات اجرا با آن تفاوت دارند. در اینسرت مولدینگ، یک قطعه از پیش ساخته‌شده، معمولاً فلزی یا پلاستیکی، درون قالب قرار می‌گیرد و سپس ماده دوم روی آن تزریق می‌شود؛ قطعه اول در این روش خارج از سیکل تزریق دوم ساخته شده است. اورمولدینگ نیز می‌تواند در دو مرحله جداگانه و حتی روی دو دستگاه متفاوت انجام شود، جایی که قطعه پایه ابتدا کامل قالب‌گیری و سپس به ایستگاه دوم منتقل می‌شود تا لایه سیلیکونی روی آن شکل بگیرد.

تزریق دو جزئی این دو مرحله را در یک دستگاه واحد و یک سیکل پیوسته ادغام می‌کند. قطعه پایه ترموپلاست درون همان قالب و بدون جابه‌جایی فیزیکی به ایستگاه دیگر، در معرض تزریق جزء دوم قرار می‌گیرد. این تفاوت هرچند در نگاه اول جزئی به نظر می‌رسد، اما از نظر کنترل کیفیت و تکرارپذیری تولید تفاوت قابل توجهی ایجاد می‌کند، چرا که ریسک آلودگی یا جابه‌جایی نادرست قطعه بین دو مرحله تولید به‌طور کامل حذف می‌شود.

منطق تولید یک‌مرحله‌ای در تزریق دو جزئی

هسته اصلی ارزش فرآیند تزریق دو جزئی در همین ادغام مراحل تولید است. وقتی جزء سخت و جزء نرم قطعه در یک سیکل ماشین شکل می‌گیرند، زمان کلی تولید هر قطعه به‌طور محسوس کاهش می‌یابد، چرا که نیازی به توقف، جابه‌جایی و راه‌اندازی مجدد بین دو مرحله تولید نیست. علاوه بر این، از آنجا که هر دو جزء تحت شرایط محیطی و کنترلی یکسان (دما، فشار، رطوبت محفظه تولید) شکل می‌گیرند، انحراف کیفی بین دسته‌های تولید کاهش پیدا می‌کند.

این ویژگی به‌طور مستقیم با یکی از الزامات اصلی صنعت پزشکی هم‌خوانی دارد؛ یکنواختی کیفی بین قطعات تولیدی در دسته‌های مختلف. کاهش تعداد مراحل تولید همچنین به معنای کاهش تعداد نقاطی است که باید تحت بازرسی کیفیت جداگانه قرار گیرند، که این خود در فرآیند تایید و مستندسازی تولید قطعات پزشکی، بار کاری کمتری ایجاد می‌کند.

اجزای اصلی دستگاه تزریق دو جزئی

دستگاه تزریق دو جزئی از دو واحد تزریق مستقل تشکیل شده است که هرکدام یک ماده متفاوت (ترموپلاست و LSR) را کنترل می‌کنند. این دو واحد معمولاً در یکی از دو چیدمان رایج قرار می‌گیرند؛ چیدمان L که در آن دو واحد تزریق در زاویه ۹۰ درجه نسبت به یکدیگر روی قالب قرار می‌گیرند، یا چیدمان V که زاویه‌ای متفاوت برای دسترسی بهتر به هندسه قالب فراهم می‌کند.

قالب مورد استفاده در این دستگاه‌ها باید قابلیت چرخش یا انتقال قطعه بین دو ایستگاه تزریق را داشته باشد. برای این منظور از دو نوع قالب استفاده می‌شود؛ قالب چرخشی (Rotary) که نیمه متحرک قالب پس از تزریق جزء اول می‌چرخد تا قطعه در برابر واحد تزریق دوم قرار گیرد، و قالب انتقالی (Transfer) که در آن قطعه نیمه‌ساخته توسط بازوی رباتیک یا مکانیزم مکانیکی از ایستگاه اول به ایستگاه دوم منتقل می‌شود. انتخاب بین این دو نوع قالب به عواملی مثل هندسه قطعه، حجم تولید و سطح دقت مورد نیاز بستگی دارد و در بخش‌های بعدی این مقاله، این انتخاب در کنار مراحل اجرایی فرآیند به‌تفصیل بررسی می‌شود.

پس از آشنایی با اجزای دستگاه و منطق کلی تزریق دو جزئی، اکنون به توالی واقعی رخدادها درون قالب می‌پردازیم؛ از لحظه تزریق ترموپلاست تا خروج قطعه نهایی از دستگاه. این توالی از چهار مرحله متوالی تشکیل شده که هرکدام شرایط فنی مشخصی دارند و عدم رعایت دقیق هرکدام می‌تواند روی کیفیت پیوند نهایی بین دو ماده تاثیر بگذارد.

مرحله اول: تزریق و شکل‌دهی جزء ترموپلاست (سابسترا)

فرآیند با تزریق ماده ترموپلاست، که در ادبیات فنی این حوزه سابسترا نامیده می‌شود، درون نیمه اول قالب آغاز می‌شود. واحد تزریق ترموپلاست، ماده مذاب را با دما و فشار مشخص وارد حفره قالب می‌کند تا شکل نهایی جزء سخت قطعه، مثل بدنه یک شیر یا پایه یک دسته ابزار جراحی، شکل بگیرد. خنک‌سازی این جزء باید به اندازه کافی سریع و کنترل‌شده انجام شود تا قطعه ابعاد نهایی خود را پیش از انتقال به مرحله بعد حفظ کند، اما هم‌زمان دمای سطح آن نباید آن‌قدر پایین بیاید که پیوند شیمیایی با جزء LSR در مرحله بعد دچار ضعف شود.

مرحله دوم: چرخش یا انتقال قالب و تزریق LSR روی سابسترا

پس از تکمیل جزء ترموپلاست، بسته به نوع قالب مورد استفاده، قطعه نیمه‌ساخته یا از طریق چرخش نیمه متحرک قالب (در قالب‌های چرخشی) و یا از طریق بازوی انتقال (در قالب‌های انتقالی) به ایستگاه دوم منتقل می‌شود. در این ایستگاه، واحد تزریق LSR، ماده مخلوط‌شده دو‌جزئی را با فشار مشخص روی سطح از پیش تعیین‌شده سابسترا تزریق می‌کند. طراحی این سطح تماس، که در بخش‌های بعدی این مقاله بررسی می‌شود، تعیین‌کننده میزان استحکام پیوند نهایی است. زمان‌بندی این مرحله باید طوری تنظیم شود که ماده LSR پیش از افت دمای سطح ترموپلاست به زیر محدوده مناسب، وارد قالب شود.

پخت و پیوند شیمیایی بین LSR و ترموپلاست

پس از ورود LSR به حفره قالب، فرآیند پخت آغاز می‌شود. این پخت از نوع افزایشی است و تحت دمای بالا، معمولاً در محدوده ۱۵۰ تا ۲۳۰ درجه سانتی‌گراد، انجام می‌گیرد. طی این مرحله، زنجیره‌های پلیمری LSR با سطح ترموپلاست وارد یک پیوند سطحی می‌شوند که ماهیت آن می‌تواند بسته به نوع زوج مواد، شیمیایی یا مکانیکی-میکروسکوپی باشد. کیفیت این پیوند به سه عامل وابسته است؛ دمای قالب در لحظه تزریق LSR، مدت زمان تماس دو ماده تحت دما و فشار، و سازگاری شیمیایی ذاتی بین نوع ترموپلاست انتخابی و فرمولاسیون LSR. این سازگاری دمایی، که یکی از چالش‌های فنی اصلی این فرآیند محسوب می‌شود، در بخش اختصاصی بعدی این مقاله به‌تفصیل بررسی می‌شود.

خروج قطعه و کنترل کیفیت اولیه

با تکمیل پخت، قالب باز می‌شود و قطعه نهایی، که اکنون از دو جزء متصل‌به‌هم تشکیل شده، توسط سیستم خروج‌کننده یا بازوی رباتیک از قالب خارج می‌شود. در این مرحله، معمولاً یک بازرسی بصری یا خودکار اولیه روی قطعه انجام می‌گیرد تا نقصی مثل شات ناقص، هوای محبوس یا جدایش موضعی بین دو جزء تشخیص داده شود. قطعاتی که این بازرسی اولیه را پشت سر می‌گذارند، برای مراحل بازرسی کیفیت دقیق‌تر، که در بخش الزامات تولید قطعات پزشکی این مقاله بررسی می‌شود، آماده می‌شوند.

در بخش قبلی به این نکته اشاره شد که کیفیت پیوند بین دو جزء قطعه، وابسته به دمای قالب در لحظه تزریق LSR است. این وابستگی دمایی، در واقع بزرگ‌ترین محدودیت فنی فرآیند تزریق دو جزئی با LSR محسوب می‌شود و تعیین می‌کند که کدام ترموپلاست‌ها اصلاً می‌توانند در این فرآیند به کار روند. در این بخش، ریشه این چالش و راهکارهای مهندسی موجود برای مدیریت آن را بررسی می‌کنیم.

دمای قالب LSR در برابر دمای تغییرشکل حرارتی ترموپلاست‌ها

پخت LSR یک واکنش حرارتی است که برای تکمیل خود به دمای بالا نیاز دارد؛ این دما معمولاً در بازه ۱۵۰ تا ۲۳۰ درجه سانتی‌گراد قرار می‌گیرد. در مقابل، بسیاری از ترموپلاست‌های رایج صنعتی دمای تغییرشکل حرارتی (Heat Deflection Temperature یا HDT) پایینی دارند. برای مثال، پلی‌استایرن اصلاح‌شده با آکریلونیتریل بوتادین (ABS) دمای HDT در محدوده تقریبی ۹۵ تا ۱۰۵ درجه سانتی‌گراد دارد. این یعنی وقتی قطعه ABS از پیش شکل‌گرفته وارد ایستگاه دوم می‌شود و در معرض دمای قالب LSR قرار می‌گیرد، دمای محیط به‌طور قابل توجهی از حد تحمل حرارتی خود ماده فراتر می‌رود.

نتیجه این اختلاف دمایی می‌تواند به چند شکل ظاهر شود؛ تاب برداشتن یا تغییر شکل هندسی جزء ترموپلاست، افت خواص مکانیکی سطح تماس، یا در موارد شدیدتر، ذوب موضعی سطح قطعه پایه. هرکدام از این پیامدها مستقیماً روی دقت ابعادی و استحکام پیوند نهایی قطعه اثر می‌گذارند، که در قطعه‌ای با کاربرد پزشکی قابل قبول نیست.

می‌توان این رابطه را به‌صورت یک قید مهندسی ساده بیان کرد:

$$T_{HDT}^{thermoplastic} \geq T_{mold}^{LSR} – \Delta T_{safe}$$

که در آن $T_{HDT}^{thermoplastic}$ دمای تغییرشکل حرارتی ترموپلاست انتخابی، $T_{mold}^{LSR}$ دمای قالب در حین پخت LSR، و $\Delta T_{safe}$ حاشیه ایمنی حرارتی مورد نیاز برای جلوگیری از تغییرشکل قطعه پایه است. هرچه این حاشیه کوچک‌تر یا منفی باشد، ریسک آسیب به جزء ترموپلاست بالاتر می‌رود.

راهکار کنترل دمای دینامیک قالب

یکی از راهکارهای مهندسی برای مدیریت این تناقض دمایی، کنترل دمای دینامیک قالب (Dynamic Mold Temperature Control) است. در این روش، دمای هر حفره قالب به‌صورت مستقل و در طول سیکل تولید قابل تنظیم است، نه ثابت. به این ترتیب، حفره‌ای که جزء ترموپلاست در آن شکل می‌گیرد می‌تواند در دمای پایین‌تری نگه داشته شود، در حالی‌که حفره اختصاصی LSR در دمای بالاتر مورد نیاز برای پخت باقی می‌ماند. برخی از سامانه‌های پیشرفته‌تر، دمای قالب را حتی در فاصله بین دو تزریق به‌صورت لحظه‌ای تغییر می‌دهند تا در کوتاه‌ترین زمان ممکن، شرایط حرارتی مطلوب هر مرحله فراهم شود.

این رویکرد اگرچه پیچیدگی طراحی قالب و سیستم کنترل دستگاه را افزایش می‌دهد، اما دامنه انتخاب ترموپلاست‌های قابل استفاده در تزریق دو جزئی با LSR را به‌طور محسوس گسترش می‌دهد و امکان استفاده از موادی با HDT پایین‌تر را نیز فراهم می‌کند.

انتخاب زوج‌های سازگار LSR–ترموپلاست

در کنار کنترل دمای قالب، انتخاب زوج مواد سازگار یکی از عوامل تعیین‌کننده در موفقیت این فرآیند است. پلی‌بوتیلن ترفتالات (PBT) و پلی‌آمید (PA) از جمله ترموپلاست‌هایی هستند که به دلیل دمای HDT بالاتر و سازگاری شیمیایی مناسب با سطح LSR، در صنعت به‌عنوان زوج‌های استاندارد شناخته می‌شوند. پلی‌کربنات (PC) نیز در برخی ترکیبات مورد استفاده قرار می‌گیرد، هرچند نیازمند بررسی دقیق‌تر سازگاری سطحی است.

استفاده از ABS در این فرآیند، با توجه به HDT پایین آن، تا پیش از توسعه سیستم‌های کنترل دمای دینامیک عملاً محدود بود. مطالعات فنی اخیر نشان می‌دهند که با به‌کارگیری این سیستم‌های کنترلی، امکان ترکیب LSR با ABS نیز در حال گسترش است، هرچند این ترکیب هنوز نیازمند تنظیم دقیق پارامترهای فرآیند در هر کاربرد مشخص است.

تاثیر ناسازگاری دمایی بر کیفیت پیوند و عمر قطعه

وقتی سازگاری دمایی بین دو ماده رعایت نشود، پیامد آن محدود به تغییرشکل ظاهری قطعه نمی‌ماند. پیوند سطحی ضعیف بین LSR و ترموپلاست، در طول عمر کاری قطعه و تحت چرخه‌های مکرر فشار یا خمش، مستعد جدایش تدریجی است. این جدایش در قطعه‌ای مثل دیافراگم یا شیر پزشکی، که وظیفه آب‌بندی مداوم دارد، می‌تواند به نشتی یا از کار افتادن قطعه در طول زمان منجر شود. به همین دلیل، ارزیابی سازگاری دمایی زوج مواد پیش از ورود به مرحله تولید انبوه، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرآیند طراحی قطعات پزشکی مرکب محسوب می‌شود.

فرآیند تزریق دو جزئی LSR، صرف‌نظر از صنعت مصرف‌کننده، یک توالی فنی مشخص دارد؛ اما وقتی خروجی این فرآیند قرار است در بدن انسان یا در تماس مستقیم با بافت زنده استفاده شود، مجموعه‌ای از الزامات اضافه بر خط تولید تحمیل می‌شود که در کاربردهای صنعتی معمول ضرورتی ندارند. در این بخش، این الزامات را از زاویه اجرایی بررسی می‌کنیم؛ یعنی چه تغییری در محیط، مواد و مستندسازی تولید نسبت به یک خط تزریق دو جزئی استاندارد ایجاد می‌شود.

بیوسازگاری و استانداردهای مرتبط

هر جزء قطعه، چه ترموپلاست و چه LSR، باید پیش از ورود به تولید انبوه از نظر بیوسازگاری ارزیابی شده باشد. این ارزیابی معمولاً بر اساس استاندارد ISO 10993 انجام می‌گیرد، که سطح تماس قطعه با بدن (تماس سطحی، تماس با مسیر خون، یا کاشت داخلی) را مشخص و آزمون‌های مرتبط با آن سطح تماس را تعیین می‌کند. نکته‌ای که در فرآیند تزریق دو جزئی اهمیت ویژه پیدا می‌کند این است که بیوسازگاری باید برای کل مجموعه قطعه، شامل ناحیه پیوند بین دو ماده، تایید شود، نه صرفاً برای هرکدام از دو ماده به‌طور جداگانه. ممکن است هر دو ماده به‌تنهایی بیوسازگار باشند، اما واکنش سطحی حاصل از فرآیند پیوند نیازمند بررسی مستقل است. بررسی تفصیلی این استاندارد و مسیر تایید آن، موضوع مقاله جداگانه‌ای در همین مجموعه است.

تولید در محیط کلین‌روم

برخلاف تولید قطعات صنعتی عمومی، تولید قطعات پزشکی با تزریق دو جزئی معمولاً در محیط کلین‌روم کلاس ۷ یا ۸ انجام می‌گیرد. این محیط، تراکم ذرات معلق در هوا را زیر آستانه مشخصی نگه می‌دارد تا احتمال آلودگی سطح قطعه در حین تولید و پیش از بسته‌بندی به حداقل برسد. اهمیت این کنترل محیطی در قطعاتی که مستقیماً با مسیر تنفسی، مسیر دارو یا بافت داخلی بدن در تماس هستند دوچندان است، چرا که هرگونه ذره یا آلودگی سطحی می‌تواند در محیط بدن واکنش ایجاد کند. علاوه بر کنترل ذرات معلق، دما و رطوبت محیط کلین‌روم نیز باید در محدوده ثابتی نگه داشته شود تا رفتار مواد در حین تزریق و پخت، از سیکل به سیکل تولید، دچار نوسان نشود.

ردیابی مواد اولیه و کنترل دسته تولید

در تولید قطعات پزشکی، هر دسته (Batch) از مواد اولیه، چه LSR و چه ترموپلاست، باید با یک شناسه منحصربه‌فرد قابل ردیابی باشد. این ردیابی به این معناست که در صورت بروز مشکل کیفی در یک قطعه نهایی، تولیدکننده باید بتواند دقیقاً مشخص کند این قطعه از کدام دسته مواد اولیه، روی کدام دستگاه و در چه بازه زمانی تولید شده است. این سطح از مستندسازی، که در بسیاری از تولیدات صنعتی عمومی ضرورتی ندارد، در صنعت پزشکی بخشی از الزامات پذیرش محصول توسط نهادهای نظارتی محسوب می‌شود. سیستم‌های تزریق مورد استفاده در این فرآیند معمولاً مجهز به نرم‌افزارهای ثبت پارامتر هستند که دما، فشار و زمان هر سیکل تزریق را به‌صورت خودکار برای هر دسته تولید ذخیره می‌کنند.

کاهش عملیات پس از تولید

یکی از ویژگی‌های مطلوب فرآیند تزریق دو جزئی LSR، تولید قطعه بدون فلاش یا زوائد اضافه (Flash-Free Production) است. این ویژگی به این دلیل اهمیت دارد که هرگونه عملیات پس از تولید، مثل برش دستی زوائد یا تمیزکاری سطحی، یک مرحله انسانی اضافه به فرآیند وارد می‌کند که ریسک آلودگی یا آسیب سطحی به قطعه را افزایش می‌دهد. طراحی دقیق قالب و کنترل حجم تزریق در هر سیکل، عاملی است که میزان نیاز به این عملیات ثانویه را تعیین می‌کند؛ هرچه طراحی قالب و پارامترهای تزریق دقیق‌تر تنظیم شده باشند، قطعه خروجی به شکل نهایی مورد نظر نزدیک‌تر است و نیاز کمتری به دخالت دستی پیدا می‌کند.

پس از بررسی فرآیند و الزامات فنی آن، در این بخش به قطعات مشخصی می‌پردازیم که در عمل با تزریق دو جزئی LSR تولید می‌شوند. هدف از این بخش نشان‌دادن این نکته است که انتخاب این فرآیند تولید، پاسخ به چه نیاز طراحی خاصی در هر یک از این قطعات بوده است.

سیل‌ها و دیافراگم‌های متصل به بدنه سخت پلاستیکی

سیل‌ها و دیافراگم‌ها از رایج‌ترین قطعاتی هستند که با این فرآیند تولید می‌شوند، به این دلیل که وظیفه اصلی آن‌ها آب‌بندی بین دو محیط با فشارهای متفاوت است. یک دیافراگم LSR که مستقیماً روی بدنه سخت یک محفظه یا پمپ تزریق شده، در برابر فشار وارده انعطاف پیدا می‌کند و به شکل اولیه خود بازمی‌گردد، بدون آنکه در نقطه اتصال به بدنه سخت دچار نشتی شود. این نوع اتصال، به دلیل پیوند مستقیم بین دو ماده در حین تولید، پایداری بیشتری نسبت به سیل‌های جداگانه‌ای دارد که با فشار مکانیکی روی بدنه نصب می‌شوند.

شیرهای یک‌طرفه در تجهیزات تنفسی و انفوزیون

شیرهای یک‌طرفه، که وظیفه کنترل جهت جریان هوا یا مایع را دارند، نمونه دیگری از قطعاتی هستند که ترکیب سختی بدنه و نرمی لبه آب‌بند در آن‌ها ضروری است. در دستگاه‌های انفوزیون، این شیرها باید هزاران بار در طول عمر کاری خود باز و بسته شوند بدون آنکه دچار خستگی مکانیکی یا نشتی موضعی شوند. تزریق دو جزئی امکان می‌دهد لبه نرم شیر مستقیماً روی نشیمنگاه سخت خود شکل بگیرد، که همراستایی بین دو جزء را در حد دقت قالب تضمین می‌کند، نکته‌ای که در مونتاژ دستی به‌سختی با همین دقت قابل تکرار است.

دسته‌ها و گریپ‌های ارگونومیک ابزار جراحی

در ابزارهای دستی جراحی، لایه نرم روی دسته ابزار نقش دوگانه‌ای دارد؛ هم گرفتن ابزار را برای جراح راحت‌تر می‌کند و هم در برابر لغزش دست، به‌ویژه در محیط مرطوب اتاق عمل، مقاومت ایجاد می‌کند. تزریق این لایه نرم مستقیماً روی بدنه سخت ابزار، امکان طراحی ضخامت متغیر لایه سیلیکونی در نقاط مختلف دسته را فراهم می‌کند؛ برای مثال ضخامت بیشتر در نقطه تماس انگشتان و ضخامت کمتر در نواحی دیگر، بدون آنکه نیاز به قطعات جداگانه یا مراحل مونتاژ اضافه باشد.

اتصالات و لوله‌های نرم روی پایه سخت

در کاتترها و ست‌های سرم، بخش انتهایی که به سرسوزن یا محل اتصال دیگر وصل می‌شود، معمولاً از یک پایه سخت تشکیل شده که لوله نرم LSR مستقیماً روی آن تزریق می‌شود. این ساختار، احتمال جدا شدن لوله از محل اتصال تحت کشش یا خمش را کاهش می‌دهد، مسئله‌ای که در قطعاتی با کاربرد داخل بدن یا نزدیک به مسیر خون از نظر ایمنی بیمار اهمیت مستقیم دارد.

قطعات ماسک تنفسی و CPAP/BiPAP

ماسک‌های تنفسی و دستگاه‌های CPAP یا BiPAP، از ترکیب یک قاب سخت برای اتصال به دستگاه اصلی و یک لایه نرم LSR برای تماس با پوست صورت بیمار تشکیل شده‌اند. از آنجا که این قطعات معمولاً برای استفاده طولانی‌مدت و تماس مستقیم و مکرر با پوست طراحی می‌شوند، بیوسازگاری و راحتی سطح تماس اهمیت زیادی دارد. تزریق دو جزئی در این کاربرد، امکان تولید قاب و لایه تماس با پوست در یک قطعه یکپارچه را فراهم می‌کند، بدون آنکه درزی بین دو جزء باقی بماند که محل تجمع رطوبت یا آلودگی باشد.

پس از مشاهده کاربردهای واقعی این فرآیند، در این بخش مزایای آن را در مقایسه مستقیم با روش‌های جایگزین تولید قطعات مرکب، یعنی اورمولدینگ دومرحله‌ای، اتصال با چسب و مونتاژ مکانیکی، بررسی می‌کنیم. هدف این بخش نشان‌دادن این نکته است که این مزایا در چه شرایطی واقعاً برتری ایجاد می‌کنند و در چه مواردی این فرآیند انتخاب مناسبی نیست.

کاهش مراحل مونتاژ و ریسک خطای انسانی

در روش‌های جایگزین، اتصال جزء نرم به جزء سخت معمولاً نیازمند یک ایستگاه کاری جداگانه است، جایی که یک اپراتور یا سیستم رباتیک باید دو قطعه را با تراز دقیق نسبت به یکدیگر قرار دهد. هر ایستگاه اضافه، یک نقطه بالقوه خطا در فرآیند تولید به شمار می‌رود؛ از عدم تراز صحیح گرفته تا میزان نامناسب چسب اعمال‌شده. با ادغام دو مرحله تولید در یک سیکل تزریق، این نقطه خطا عملاً از فرآیند حذف می‌شود، چرا که تراز دو جزء توسط طراحی قالب تعیین می‌شود، نه توسط عملیات دستی یا رباتیک جداگانه.

بهبود استحکام پیوند نسبت به چسب یا اتصال مکانیکی

پیوندی که در تزریق دو جزئی بین LSR و ترموپلاست شکل می‌گیرد، حاصل واکنش مستقیم دو ماده تحت دما و فشار است، در حالی‌که چسب یک لایه واسط سوم به مجموعه اضافه می‌کند که خود دارای رفتار مکانیکی و عمر مجزا است. این لایه واسط، تحت چرخه‌های حرارتی استریلیزاسیون یا در تماس طولانی‌مدت با مایعات بدن، مستعد افت خواص در طول زمان است. اتصال مکانیکی نیز، به‌ویژه در قطعاتی با ابعاد کوچک، به‌سختی می‌تواند فشار آب‌بندی یکنواختی در کل محیط تماس ایجاد کند. پیوند مستقیم حاصل از تزریق دو جزئی، این دو ریسک را از مسیر تولید حذف می‌کند.

صرفه اقتصادی در تولید حجم بالا

هزینه اولیه ساخت قالب دو جزئی و دستگاه تزریق مربوط به آن، معمولاً از یک قالب تک‌جزئی ساده بالاتر است. با این حال، در تولید حجم بالا، حذف ایستگاه‌های مونتاژ جداگانه و نیروی انسانی مرتبط با آن، هزینه هر قطعه را در طول زمان کاهش می‌دهد. نقطه سربه‌سر بین هزینه اولیه بالاتر قالب و صرفه‌جویی ناشی از حذف مونتاژ، به حجم تولید مورد نظر بستگی دارد و باید پیش از سرمایه‌گذاری در قالب دو جزئی، به‌صورت مشخص برای هر پروژه محاسبه شود.

محدودیت‌ها و مواقعی که این روش توصیه نمی‌شود

با وجود مزایای ذکرشده، تزریق دو جزئی برای هر پروژه‌ای گزینه مناسبی نیست. در تولید با حجم پایین یا در مرحله نمونه‌سازی اولیه، هزینه بالای طراحی و ساخت قالب دو جزئی، توجیه اقتصادی ندارد و روش‌هایی مثل اورمولدینگ دومرحله‌ای یا حتی اتصال با چسب، به دلیل نیاز به سرمایه‌گذاری اولیه کمتر، گزینه عملی‌تری هستند. همچنین در قطعاتی که هندسه بسیار پیچیده‌ای دارند و امکان طراحی قالب چرخشی یا انتقالی برای آن‌ها با محدودیت فنی مواجه است، ممکن است تفکیک فرآیند تولید به دو مرحله جداگانه، از نظر مهندسی ساده‌تر و قابل اجراتر باشد.

موفقیت فرآیند تزریق دو جزئی تنها به تنظیم درست پارامترهای دستگاه وابسته نیست؛ بخش قابل توجهی از کیفیت نهایی قطعه، پیش از رسیدن به خط تولید و در مرحله طراحی هندسه قطعه تعیین می‌شود. در این بخش، سه حوزه اصلی طراحی که مستقیماً روی قابلیت تولید قطعه با این فرآیند اثر می‌گذارند را بررسی می‌کنیم.

طراحی سطح تماس برای پیوند مکانیکی و شیمیایی بهینه

سطحی که LSR روی آن تزریق می‌شود، نباید صرفاً یک صفحه صاف و ساده باشد. طراحان معمولاً روی این سطح، الگوهایی مثل شیارهای ریز، برجستگی‌های زیربرشی (Undercut) یا سوراخ‌های عبوری تعبیه می‌کنند تا در کنار پیوند شیمیایی حاصل از واکنش پخت، یک قفل مکانیکی نیز بین دو جزء شکل بگیرد. این قفل مکانیکی، به‌ویژه در ترکیباتی که سازگاری شیمیایی ذاتی بین LSR و ترموپلاست انتخابی در حد متوسط است، نقش جبرانی مهمی در استحکام کلی پیوند ایفا می‌کند. اندازه و تراکم این الگوها باید متناسب با ابعاد کلی قطعه باشد؛ الگوی بیش‌ازحد ریز ممکن است در حین جریان LSR به‌طور کامل پر نشود و الگوی بیش‌ازحد درشت می‌تواند نقاط تمرکز تنش ایجاد کند.

ملاحظات ضخامت دیواره و جریان مواد

ضخامت جزء LSR در نقاط مختلف قطعه باید به‌گونه‌ای طراحی شود که جریان ماده از دروازه تزریق تا انتهای حفره قالب، بدون افت فشار محسوس یا انجماد زودرس ادامه یابد. تغییر ناگهانی ضخامت در مسیر جریان، معمولاً محل شکل‌گیری خطوط جوش (Weld Line) یا نواحی با پخت ناقص است. در قطعاتی مثل دیافراگم که باید انعطاف یکنواختی در کل سطح خود داشته باشد، عدم یکنواختی ضخامت می‌تواند رفتار مکانیکی قطعه را در نقاط مختلف متفاوت کند و عمر خستگی آن را کاهش دهد. طراحان معمولاً با نرم‌افزارهای شبیه‌سازی جریان مذاب، توزیع ضخامت را پیش از ساخت قالب واقعی ارزیابی می‌کنند.

طراحی سیستم گیت و ونتینگ برای جلوگیری از عیوب

محل و ابعاد دروازه تزریق (Gate) تعیین می‌کند LSR از کدام نقطه و با چه جهتی وارد حفره قالب می‌شود؛ انتخاب نامناسب این محل می‌تواند به پرشدن نامتقارن قالب یا به‌دام‌افتادن هوا در نقاط دورافتاده از دروازه منجر شود. برای جلوگیری از این مشکل، مسیرهای تخلیه هوا (Vent) در نقاطی از قالب تعبیه می‌شوند که معمولاً آخرین نقطه پرشدن ماده هستند. طراحی نادرست یا ناکافی این مسیرها، یکی از دلایل اصلی بروز شات ناقص یا هوای محبوس در قطعه نهایی است، عیوبی که در بخش بعدی این مقاله، در کنار سایر چالش‌های رایج تولید، بررسی می‌شوند.

بخش زیادی از عیوب مشاهده‌شده در قطعات تولیدی با تزریق دو جزئی LSR، ریشه در طراحی نادرست ندارند، بلکه از خطاهای اجرایی در خط تولید واقعی ناشی می‌شوند. در این بخش، سه دسته از رایج‌ترین این خطاها را بررسی می‌کنیم؛ خطاهایی که معمولاً به تنظیم پارامترهای تزریق، مدیریت دما، یا کنترل محیط تولید مربوط می‌شوند.

عدم تعادل تزریق و شات‌های ناقص

وقتی فشار یا سرعت تزریق LSR با ابعاد و هندسه حفره قالب هم‌خوانی نداشته باشد، ماده ممکن است پیش از رسیدن به انتهای مسیر جریان، منجمد یا متوقف شود؛ پدیده‌ای که در ادبیات فنی به آن شات ناقص (Short Shot) گفته می‌شود. این مشکل معمولاً در قطعاتی با هندسه پیچیده یا دیواره‌های نازک بیشتر مشاهده می‌شود، جایی که مسیر جریان مذاب طولانی‌تر و مقاومت جریان بالاتر است. تنظیم نادرست فشار پشت‌غلتک (Back Pressure) یا سرعت تزریق در واحد LSR، از دلایل رایج این عیب است. جبران این مشکل معمولاً نیازمند بازبینی همزمان سرعت تزریق، دمای ماده در نازل و موقعیت دروازه تزریق است، نه صرفاً افزایش فشار، چرا که افزایش بی‌رویه فشار می‌تواند به فلاش یا زوائد اضافه در محل درزهای قالب منجر شود.

عدم انطباق دمایی و افت کیفیت پیوند

اختلاف بین دمای قالب LSR و دمای تحمل حرارتی ترموپلاست، یکی از حساس‌ترین نقاط این فرآیند است. در عمل، این مشکل اغلب زمانی رخ می‌دهد که پارامترهای فرآیند برای یک زوج مواد خاص تنظیم و سپس بدون بازبینی مجدد، برای زوج مواد دیگری با HDT پایین‌تر استفاده می‌شوند. نتیجه این خطا می‌تواند تغییرشکل نامحسوس در جزء ترموپلاست باشد که در بازرسی بصری اولیه تشخیص داده نمی‌شود، اما در آزمون‌های استحکام پیوند یا در طول عمر کاری قطعه، به شکل جدایش تدریجی دو جزء ظاهر می‌شود. به همین دلیل، تایید سازگاری دمایی باید برای هر ترکیب مشخص از مواد و هر طراحی قالب، به‌صورت مجزا انجام شود، نه بر اساس تجربه به‌دست‌آمده از پروژه‌ای دیگر.

کنترل ناکافی کیفیت در محیط غیر کلین‌روم

برخی از تولیدکنندگان، به‌ویژه در مرحله انتقال از نمونه‌سازی به تولید انبوه، فرآیند تزریق دو جزئی را در محیطی با کنترل ذرات معلق پایین‌تر از سطح مورد نیاز صنعت پزشکی اجرا می‌کنند. این تصمیم، حتی اگر دستگاه تزریق و پارامترهای فرآیند به‌درستی تنظیم شده باشند، می‌تواند به آلودگی سطحی قطعه در حین تولید یا در فاصله بین خروج از قالب و بسته‌بندی منجر شود. مشکل این نوع خطا آن است که معمولاً در بازرسی ظاهری قطعه قابل تشخیص نیست و تنها در آزمون‌های میکروبی یا بیوسازگاری پس از تولید آشکار می‌شود، جایی که هزینه اصلاح آن به‌مراتب بالاتر از هزینه رعایت استاندارد کلین‌روم از ابتدای پروژه است.

در تزریق دو جزئی، هر دو ماده طی یک سیکل واحد و بدون خروج قطعه از دستگاه، درون یک قالب مشترک شکل می‌گیرند؛ نیمه ترموپلاست ابتدا تزریق می‌شود و سپس همان قالب، از طریق چرخش یا انتقال داخلی، قطعه را در معرض تزریق LSR قرار می‌دهد. اورمولدینگ معمولاً به‌صورت دومرحله‌ای اجرا می‌شود، جایی که قطعه پایه ابتدا به‌طور کامل قالب‌گیری و سپس، گاهی حتی روی دستگاه یا در ایستگاه دیگری، لایه سیلیکونی روی آن تزریق می‌شود. این تفاوت در پیوستگی سیکل تولید، مستقیماً روی هزینه، سرعت تولید و یکنواختی کیفی قطعه اثر می‌گذارد.

خیر، سازگاری بین LSR و ترموپلاست به دو عامل اصلی وابسته است؛ دمای تغییرشکل حرارتی (HDT) ترموپلاست در برابر دمای پخت LSR، و سازگاری شیمیایی سطحی بین دو ماده. پلی‌بوتیلن ترفتالات (PBT) و پلی‌آمید (PA) به دلیل HDT بالاتر، به‌عنوان زوج‌های استاندارد شناخته می‌شوند. ترموپلاست‌هایی با HDT پایین‌تر، مثل ABS، تنها با استفاده از سیستم‌های کنترل دمای دینامیک قالب قابل استفاده هستند و نیازمند تنظیم دقیق پارامترهای فرآیند در هر پروژه مشخص می‌باشند.

زمان هر سیکل تولید به عواملی مثل ضخامت جزء LSR، هندسه قطعه و دمای قالب بستگی دارد، اما به‌طور معمول در بازه‌ای بین ۱۰ تا ۹۰ ثانیه قرار می‌گیرد. قطعات با ضخامت کمتر و هندسه ساده‌تر، معمولاً در انتهای پایین این بازه پخت می‌شوند، در حالی‌که قطعات با ضخامت بیشتر یا هندسه پیچیده‌تر، به زمان پخت طولانی‌تری برای رسیدن به پخت کامل نیاز دارند.

معمولاً خیر. هزینه طراحی و ساخت قالب دو جزئی، به دلیل نیاز به مکانیزم چرخشی یا انتقالی و دو واحد تزریق مستقل، از یک قالب تک‌جزئی ساده بالاتر است. این هزینه اولیه تنها در حجم تولید بالا، از طریق حذف مراحل مونتاژ جداگانه، جبران می‌شود. برای پروژه‌های با تیراژ محدود یا در مرحله نمونه‌سازی، روش‌هایی مثل اورمولدینگ دومرحله‌ای یا اتصال با چسب معمولاً توجیه اقتصادی بهتری دارند.

بیوسازگاری قطعه، شامل ناحیه پیوند بین دو جزء، معمولاً بر اساس استاندارد ISO 10993 ارزیابی می‌شود که سطح تماس قطعه با بدن را مشخص و آزمون‌های مرتبط با آن را تعیین می‌کند. در کنار این استاندارد، سیستم مدیریت کیفیت تولیدکننده معمولاً باید با ISO 13485 مطابقت داشته باشد و تولید در محیط کلین‌روم کلاس ۷ یا ۸ انجام گیرد. بررسی تفصیلی این استانداردها و مسیر تایید آن‌ها، موضوع مقاله جداگانه‌ای در همین مجموعه است.

https://omidomranco.com/mY6TDs
کپی آدرس