لاستیک‌های رسانای الکتریکی (Conductive Rubber) و کاربرد در رول‌های چاپ و کپی
فهرست مطالب

تجهیزات چاپ لیزری و دستگاه‌های کپی برای انتقال پودر تونر روی سطح کاغذ، نیازمند توزیع و کنترل دقیق بارهای الکترواستاتیک هستند. الاستومرها و شبکه‌های پایه پلیمری به صورت ذاتی موادی عایق به شمار می‌روند؛ با این حال، چگونه همین متریال‌های دی‌الکتریک در قطعاتی مانند غلتک انتقال تونر، وظیفه هدایت و تنظیم ولتاژ را بر عهده می‌گیرند؟ تبدیل یک ساختار پلیمری عایق به یک شبکه هدایت‌کننده بار الکتریکی، بدون ایجاد افت در خواص مکانیکی و پایداری ابعادی لاستیک، چالشی در علم مواد است که مهندسی لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ را نیازمند محاسبات دقیق کامپاندینگ و فیزیک سطح می‌کند.

در این مقاله، مکانیزم‌های شیمیایی، تئوری‌های فیزیکی و رفتارهای ترمومکانیکی حاکم بر لاستیک‌های رسانای الکتریکی رول چاپ را به صورت ساختاری تحلیل می‌کنیم. مسیر بررسی را بر پایه معادلات هدایت الکتریکی و مکانیک پلیمرها تنظیم کرده‌ایم تا مهندسان مواد، کارشناسان تحقیق و توسعه (R&D) و تکنسین‌های ماشین‌های اداری، درک محاسباتی روشنی از عملکرد پرکننده‌های هادی، آستانه مقاومت الکتریکی رول لاستیکی و تاثیر تنش‌های دینامیک بر شبکه الاستومر دریافت کنند. با واکاوی این پارامترها، متخصصان و طراحان قطعات صنعتی قادر خواهند بود فرمولاسیون لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی را بر اساس استانداردهای تخصصی کنترل کیفیت ارزیابی کرده و مکانیزم‌های تخریب یا افت انتقال بار را به شکل مهندسی ریشه‌یابی کنند.

فرایند چاپ الکتروفوتوگرافی یک سیستم پیچیده مکاترونیکی است که در آن فیزیک الکتریسیته ساکن با شیمی پلیمرها تلاقی پیدا می‌کند. در این ساختار، کنترل دقیق میدان‌های الکترومغناطیسی و هدایت یون‌ها در محیط‌های دی‌الکتریک، نیازمند قطعات واسطی است که رفتاری دوگانه داشته باشند. ما در بررسی معماری این تجهیزات، مشاهده می‌کنیم که پلیمرهای متداول به دلیل ساختار پیوندهای کووالانسی، توانایی انتقال بار را ندارند. با این وجود، مهندسی مواد توانسته است با تغییر در ماتریس پلیمری، لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ را به عنوان یک المان هادی و در عین حال منعطف توسعه دهد. این قطعات علاوه بر تحمل تنش‌های مکانیکی مداوم، باید پتانسیل الکتریکی مشخصی را در کسری از ثانیه بین منابع تغذیه و سطوح گیرنده منتقل کنند. تنظیم این رفتار الکترومکانیکی بر پایه معادلات فیزیک سطح و مکانیک تماس استوار است.

اصول انتقال بار الکترواستاتیک در سیستم‌های چاپ لیزری

پایه و اساس عملکرد در تجهیزات چاپ لیزری، بر مبنای چرخه پنج‌گانه شارژ، نوردهی، توسعه (Development)، انتقال و فیوزینگ استوار است. در این ماشین‌ها، انتقال پودر تونر از یک سطح به سطح دیگر، کاملاً وابسته به ایجاد یک اختلاف پتانسیل کنترل‌شده در گاف‌های هوایی میکرومتری است. پدیده شارژ تریبوالکتریک (Triboelectrification) به عنوان مکانیزم پایه، پتانسیل سطحی مورد نیاز ذرات تونر را در اثر تماس و اصطکاک تامین می‌کند. برای مدیریت این بارها و جلوگیری از پدیده‌های مخربی مانند تخلیه کرونا (Corona Discharge) در خارج از محدوده‌های مجاز، قطعات واسط باید از امپدانس مشخصی برخوردار باشند. لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی در این چرخه وظیفه دارد ولتاژ بایاس دریافتی را با حداقل افت پتانسیل به درام نوری منتقل کند. رفتار الکترواستاتیک در این فواصل بر اساس معادله پایه میدان الکتریکی $E = \frac{V}{d}$ سنجیده می‌شود که در آن $V$ اختلاف پتانسیل و $d$ ضخامت گاف هوایی است. حفظ یکنواختی این میدان الکتریکی برای ممانعت از شکست دی‌الکتریک هوا حائز اهمیت است.

جایگاه غلتک‌های پلیمری به عنوان رابط‌های مکانیکی و الکتریکی

غلتک‌های الاستومری در مکانیزم چاپ، عملکردهای کوپل‌شده مکانیکی و الکترومغناطیسی را به صورت هم‌زمان ارائه می‌دهند. از دیدگاه سینماتیک، درگیری غلتک انتقال تونر با درام نوری نیازمند ایجاد یک ناحیه تماس فیزیکی (Nip Width) پیوسته و انطباق دقیق سرعت خطی است. اعمال نیروی شعاعی بر شفت، باعث تغییر شکل الاستیک لایه لاستیکی شده و سطح تماس موثری را شکل می‌دهد. معادله سرعت خطی $v = r \cdot \omega$ در این خط تماس، زمان ماندگاری (Dwell Time) بار الکتریکی در واحد سطح را تعیین می‌کند. ما در تحلیل این رابط‌ها، شبکه پلیمری را به عنوان یک دمپر ارتعاشی و یک مقاومت متغیر تحت تنش ارزیابی می‌کنیم. چنانچه در طول این سطح تماس، مقاومت الکتریکی رول لاستیکی دارای نوسان باشد یا سرعت خطی دو سطح دچار لغزش (Slip) گردد، چگالی بار منتقل شده مختل شده و کیفیت انتقال تونر به شدت افت می‌کند. فرمولاسیون لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ باید ظرفیت جذب این تنش‌های برشی متناوب را داشته باشد تا شبکه هادی درون ماتریس آن دچار گسیختگی فیزیکی نشود.

تبدیل یک پلیمر عایق به یک شبکه هادی جریان الکتریسیته، نیازمند تغییرات بنیادین در مورفولوژی و اصول کامپاندینگ مواد است. لاستیک‌های خام به صورت پیش‌فرض دی‌الکتریک هستند و الکترون آزادی برای انتقال بار در ساختار شبکه‌ای آن‌ها وجود ندارد. ما در بررسی رفتار فیزیکی لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، با یک فاز ماتریس پلیمری و یک فاز پراکنده از پرکننده‌های هادی (Conductive Fillers) مواجه هستیم. این کامپوزیت‌ها باید بتوانند شبکه‌ای سه‌بعدی و پیوسته از مسیرهای رسانا را درون خود شکل دهند. ایجاد این فاز هادی نیازمند محاسبات دقیق در میزان توزیع ذرات و بررسی اندرکنش‌های فیزیکوشیمیایی بین زنجیره‌های ماکرومولکولی و افزودنی‌ها است تا مقاومت الکتریکی رول لاستیکی دقیقاً در محدوده هدف و بدون افت خواص مکانیکی تنظیم شود.

رفتار دی‌الکتریک و ساختار عایق شبکه‌های پلیمری

پلیمرهای آلی که پایه اصلی الاستومرها را تشکیل می‌دهند، دارای پیوندهای کووالانسی قوی بین اتم‌های کربن هستند. در این ساختار مولکولی، تمام الکترون‌های ظرفیت در پیوندهای شیمیایی درگیر شده و هیچ الکترون غیرمستقری برای هدایت الکتریسیته در شبکه پلیمری وجود ندارد. از منظر فیزیک حالت جامد، گاف انرژی (Band Gap) بین نوار ظرفیت و نوار هدایت در این مواد بسیار بزرگ است (معمولاً در محدوده بالاتر از $5 \text{ eV}$). این گاف پهن مانع از برانگیختگی حرارتی الکترون‌ها در دمای اتاق می‌شود و رفتار دی‌الکتریک قدرتمندی را در سطح قطعه ایجاد می‌کند. بر همین اساس، تجهیزاتی نظیر غلتک انتقال تونر در حالت استفاده از الاستومر خالص، صرفاً به عنوان یک عایق کامل عمل کرده و توانایی عبور بارهای الکترواستاتیک را از خود نشان نمی‌دهند.

مکانیزم‌های هدایت در کامپوزیت‌های پلیمری

برای غلبه بر مقاومت ذاتی ماتریس پلیمری، از تئوری پرکولاسیون (Percolation Theory) جهت تحلیل تشکیل شبکه هادی استفاده می‌شود. با افزایش درصد حجمی ذرات کربنی یا فلزی در فرمولاسیون لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، در یک کسر حجمی بحرانی به نام آستانه نفوذ (Percolation Threshold)، ذرات رسانا با یکدیگر تماس پیدا کرده و یک مسیر پیوسته برای عبور جریان الکترون‌ها ایجاد می‌کنند. تغییرات هدایت الکتریکی ($\sigma$) در این محدوده بر اساس رابطه $\sigma \propto (v – v_c)^t$ سنجیده می‌شود که در آن $v$ کسر حجمی پرکننده، $v_c$ کسر حجمی بحرانی و $t$ توان بحرانی است. علاوه بر تماس مستقیم ذرات، پدیده فیزیکی تونل‌زنی کوانتومی (Quantum Tunneling) نیز در هدایت الکتریکی نقش مهمی ایفا می‌کند. در فواصل نانومتری بین ذراتی که مستقیماً به یکدیگر متصل نیستند، الکترون‌ها می‌توانند از سد پتانسیل ماتریس عایق عبور کنند. این جریان نشتی کوانتومی، پارامتری کلیدی برای تنظیم دقیق مقاومت حجمی غلتک‌های چاپ محسوب می‌شود.

وابستگی رفتار الکتریکی به پارامترهای ترمودینامیکی و محیطی

رفتار الکتریکی کامپوزیت‌های پلیمری تابعی مستقیم از متغیرهای ترمودینامیکی محیط اطراف است و با نوسانات دما، ضریب مقاومت حجمی قطعه تغییر می‌کند. پدیده PTC (Positive Temperature Coefficient) در این الاستومرها ناشی از انبساط حرارتی ماتریس پلیمری است؛ با افزایش دمای کاری دستگاه، حجم آزاد ماتریس بیشتر شده و فاصله بین ذرات رسانا افزایش می‌یابد. این تغییرات ابعادی باعث قطع شدن مسیرهای تونل‌زنی کوانتومی شده و مقاومت الکتریکی رول لاستیکی را به صورت تصاعدی بالا می‌برد. از سوی دیگر، درصد رطوبت نسبی (RH) محیط، دینامیک هدایت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برخی از پرکننده‌ها تمایل بالایی به جذب رطوبت دارند و تشکیل لایه‌های نازک آب روی سطح الاستومر می‌تواند مکانیزم رسانایی یونی را فعال کرده و مقاومت سطحی را دچار افت شدید کند. ما در فرایند مهندسی و تست عملکرد لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، کالیبراسیون ضریب امپدانس را در محفظه‌های شرایط جوی متغیر (Environmental Chambers) بررسی می‌کنیم تا پایداری انتقال بار در اقلیم‌های متفاوت رصد شود.

کنترل ساختار ماکرومولکولی در فاز سنتز، پایه و اساس دستیابی به یک ماتریس همگن برای تولید الاستومرهای پیشرفته است. توزیع یکنواخت پرکننده‌ها در بستر پلیمر، وابستگی مستقیمی به طول زنجیره‌ها و معماری فضایی آن‌ها دارد. روش‌های پلیمریزاسیون سنتی معمولاً منجر به توزیع وزن مولکولی وسیع می‌شوند که این امر نوسانات موضعی در خواص فیزیکی و الکتریکی قطعه ایجاد می‌کند. برای دستیابی به توزیع دقیق شبکه هادی در لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، بهره‌گیری از تکنیک‌های پلیمریزاسیون رادیکالی زنده کارایی بالایی دارد. این تکنیک‌ها امکان مهندسی زنجیره‌ها را فراهم می‌کنند تا فازهای نرم و سخت با دقت نانومتری در کنار فازهای هادی قرار گیرند و ساختار مکانیکی پایدارتری را تشکیل دهند.

پلیمریزاسیون رادیکالی انتقال اتم (ATRP) در تولید لاستیک‌های رسانا

پلیمریزاسیون ATRP روشی برای کنترل دقیق وزن مولکولی و باریک کردن شاخص پراکندگی پلیمر (PDI) است. در این واکنش کاتالیستی، تعادل دینامیکی بین رادیکال‌های فعال و گونه‌های خفته (Dormant species) برقرار می‌شود که سرعت رشد زنجیره‌ها را به صورت هم‌زمان و یکنواخت پیش می‌برد. فرمول سرعت پلیمریزاسیون در این مکانیزم با معادله $R_p = k_p [M] [P^*]$ بیان می‌شود، که در آن $[M]$ غلظت مونومر و $[P^*]$ غلظت رادیکال‌های فعال است. ما با کنترل این تعادل ترمودینامیکی، می‌توانیم ساختارهای پلیمری با معماری ستاره‌ای یا شانه‌ای تولید کنیم. این معماری‌های فضایی، حجم آزاد (Free Volume) مشخصی را در ماتریس ایجاد می‌کنند که امکان دیسپرسیون یکنواخت ذرات کربنی را فراهم می‌آورد. وجود این توزیع متقارن، برای پایداری مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در سراسر سطح تماس غلتک با درام نوری الزامی است و از کلوخه شدن ذرات هادی در یک ناحیه (Agglomeration) ممانعت می‌کند.

روش RAFT (Reversible Addition-Fragmentation chain Transfer)

تکنیک RAFT بر پایه انتقال زنجیر برگشت‌پذیر و حضور عوامل انتقال‌دهنده (CTA) نظیر دی‌تیواسترها استوار است. این فرایند امکان سنتز کوپلیمرهای دسته‌ای (Block Copolymers) با فازهای ترمودینامیکی مجزا را فراهم می‌سازد. در تولید لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، طراحی یک بلوک با تمایل بالا به جذب و اتصال به ذرات رسانا و بلوک دیگر برای تامین خواص الاستومری، اهمیت فنی بالایی دارد. بلوک‌های رسانادوست، مانند یک لایه پوششی اطراف نانوذرات قرار گرفته و با ممانعت فضایی (Steric Hindrance) از اتصال مستقیم آن‌ها به یکدیگر در فاز اختلاط جلوگیری می‌کنند. این فرایند سنتز، نقطه آستانه پرکولاسیون را تنظیم کرده و امکان دستیابی به مسیرهای هدایت الکتریکی با درصد وزنی کمتری از پرکننده‌ها را فراهم می‌آورد. این ساختار در غلتک انتقال تونر باعث حفظ سختی پایین و مدول الاستیسیته متناسب شده و توانایی انتقال بار سطحی را بدون افت خواص ویسکوالاستیک در حین چرخش ماشین ایجاد می‌کند.

فرایند پخت یا ولکانش، نقطه گذر متریال از یک فاز پلاستیک و شکل‌پذیر به یک شبکه الاستومری سه‌بعدی و دارای بازگشت‌پذیری کشسان است. در تولید کامپوزیت‌های هادی، انتخاب سیستم پخت و سینتیک واکنش‌ها، تعیین‌کننده توزیع نهایی پرکننده‌ها و فواصل بین ذرات کربنی است. ما در مهندسی کامپاندینگ، نرخ شبکه‌ای شدن (Crosslinking Rate) را به گونه‌ای کالیبره می‌کنیم که فرایند اتصال زنجیره‌های ماکرومولکولی، مسیرهای نفوذ (Percolation Pathways) از پیش تشکیل شده برای هدایت الکترون‌ها را تخریب نکند. نوع پیوندهای شیمیایی شکل‌گرفته در این مرحله، رفتار مکانیکی، پسماند فشاری و پایداری شبکه دی‌الکتریک قطعه را تحت بارهای دینامیک و حرارتی مشخص می‌کند.

ولکانش گوگردی (Sulfur Vulcanization)

استفاده از گوگرد به همراه شتاب‌دهنده‌ها برای ایجاد اتصالات عرضی در الاستومرهایی با پیوندهای دوگانه کربن-کربن (مانند EPDM و NBR) یک روش متداول صنعتی است. در این مکانیزم، پیوندهای مونو، دی و پلی‌سولفیدی بین زنجیره‌های پلیمری شکل می‌گیرد. چگالی اتصالات عرضی (Crosslink Density) در این سیستم، تحرک‌پذیری زنجیره‌ها و حجم آزاد (Free Volume) ماتریس را مستقیماً کنترل می‌کند. با افزایش تراکم شبکه پلیمری، فواصل فیزیکی بین کلوخه‌های دوده رسانا تغییر کرده و این امر مقاومت الکتریکی رول لاستیکی را دچار نوسان می‌کند. در طراحی قطعاتی مانند غلتک انتقال تونر، محاسبه دقیق زمان و دمای پخت (t90) الزامی است تا الاستیسیته لازم جهت ایجاد سطح تماس (Nip) استاندارد با درام نوری حفظ شود و در عین حال، شبکه‌های هادی دچار تغییر فرم فضایی و قطع ارتباط الکتریکی نشوند.

پخت پراکسیدی (Peroxide Curing)

در سیستم‌های پخت پراکسیدی، رادیکال‌های آزاد ناشی از تجزیه حرارتی آغازگرها، هیدروژن‌های آلی را از زنجیره جدا کرده و پیوندهای مستقیم کربن-کربن (C-C) را ایجاد می‌کنند. انرژی پیوند C-C به مراتب بالاتر از پیوندهای سولفیدی است، که این ویژگی پایداری حرارتی و ترمواکسیداتیو بالاتری را برای ساختار فراهم می‌آورد. ما در فرمولاسیون لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ برای مقاطعی که تحت تنش فشاری متناوب هستند، از این مکانیزم بهره می‌بریم تا میزان ماندگاری فشاری (Compression Set) کاهش یابد. پایداری ابعادی حاصل از پخت پراکسیدی مانع از ایجاد تغییر شکل پلاستیک و پدیده مسطح‌شدگی (Flat Spotting) در دورهای بالای ماشین چاپ می‌شود و ضخامت گاف هوایی بین غلتک و سطح گیرنده را در مقادیر میکرونی ثابت نگه می‌دارد.

تاثیر شبکه ولکانش بر خواص دی‌الکتریک نهایی

واکنش‌های شیمیایی درون ماتریس لاستیک، همواره با تولید محصولات جانبی (Curing By-products) و حضور باقیمانده کاتالیست‌ها همراه است. در ولکانش گوگردی، ترکیباتی نظیر اکسید روی (ZnO) و اسید استئاریک به عنوان فعال‌کننده در بستر پلیمر باقی می‌مانند؛ در حالی که پخت پراکسیدی منجر به حبس الکل‌ها و کتون‌ها در شبکه می‌شود. حضور این مولکول‌های قطبی در یک لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، مکانیزم رسانایی الکترونیکی را با جریان‌های نشتی یونی درگیر می‌کند. مهاجرت این ترکیبات فرار به سطح قطعه (Blooming) باعث ایجاد لایه‌های عایق موضعی، نوسان در مقاومت سطحی و تغییر پتانسیل توزیع بار روی تونر می‌شود. اجرای چرخه‌های پس‌پخت (Post-Curing) در کوره‌های همرفتی برای خروج کامل این ترکیبات، شرط اساسی برای تثبیت امپدانس الکتریکی قطعه در محیط کاربری است.

طراحی فرمولاسیون در الاستومرهای هادی نیازمند ایجاد تعادل ترمودینامیکی و مکانیکی بین ماتریس پلیمری و پرکننده‌های فعال است. در فرایند کامپاندینگ، توزیع هندسی ذرات تعیین‌کننده خواص الکترومغناطیسی قطعه نهایی خواهد بود. ما در بررسی معماری لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، برهم‌کنش فازهای مختلف را تحت تنش‌های برشی و حرارتی ارزیابی می‌کنیم تا شبکه هادی به صورت یکپارچه درون بستر پلیمری شکل گیرد.

پرکننده‌های شبکه کربنی (Carbon-Based Fillers)

دوده‌های رسانا (Conductive Carbon Black) ساختارهای آمورفی هستند که به دلیل مورفولوژی خاص و نسبت سطح به حجم بالا، نقش اصلی را در تشکیل مسیرهای تونل‌زنی الکترون ایفا می‌کنند. سطح ویژه این ذرات با آنالیز BET اندازه‌گیری می‌شود و ساختار تجمعی (Aggregate Structure) آن‌ها تعیین‌کننده آستانه نفوذ شبکه است. استفاده از دوده‌هایی با ساختار زنجیره‌ای بلند باعث می‌شود که در کسرهای حجمی پایین‌تر، مقاومت الکتریکی رول لاستیکی به محدوده نیمه‌رسانا وارد شود. در مهندسی لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، توزیع این نانوساختارها به گونه‌ای تنظیم می‌شود که مسیرهای هدایت جریان تحت بارهای فشاری متناوب در ماشین چاپ دچار شکستگی و قطعی نشوند.

افزودنی‌های یونی و مایعات یونی (Ionic Liquids)

مکانیزم هدایت در پلیمرها صرفاً محدود به انتقال الکترون نیست؛ بلکه تحرک یون‌ها در ماتریس پلیمری نیز می‌تواند مقاومت سطحی و حجمی را کنترل کند. افزودنی‌های یونی و مایعات یونی به عنوان اصلاح‌کننده‌های امپدانس، در سیستم‌هایی با نیاز به رسانایی پایین‌تر کاربرد دارند. بر خلاف دوده‌های کربنی که مکانیزم رسانایی الکترونیکی ایجاد می‌کنند، نمک‌های فلزی با مهاجرت در حجم آزاد پلیمر، رسانایی یونی پدید می‌آورند. در غلتک انتقال تونر، استفاده از این مایعات به تنظیم دقیق ولتاژ بایاس کمک می‌کند و نوسانات ناشی از توزیع ناهمگن ذرات کربن را پوشش می‌دهد. ترکیب این مواد مستلزم کالیبراسیون دقیق رطوبت و سازگاری ترمودینامیکی با پلیمر پایه است تا از پدیده مهاجرت سطحی نرم‌کننده‌ها (Migration) به سطح درام ممانعت گردد.

رئولوژی اختلاط و کنترل دیسپرسیون

توزیع یکنواخت پرکننده‌های کربنی در یک ماتریس ویسکوالاستیک، تابعی مستقیم از رئولوژی اختلاط و دینامیک سیالات غیرنیوتنی است. نیروهای واندروالس (van der Waals) بین نانوذرات کربن باعث ایجاد کلوخه‌ها (Agglomerates) می‌شوند که برای شکستن آن‌ها، اعمال اختلاط برشی بالا (High-Shear Mixing) در دستگاه‌های بنبوری (Banbury) یا اکسترودرهای دو مارپیچ ضروری است. تحلیل تنش تسلیم (Yield Stress) و ویسکوزیته کامپاند با معادلات رئولوژیکی مانند مدل هرشل-بالکلی (Herschel-Bulkley) به فرم $\tau = \tau_y + K \dot{\gamma}^n$ بررسی می‌شود، که در آن $\tau$ تنش برشی، $\tau_y$ تنش تسلیم، $K$ ضریب قوام و $\dot{\gamma}$ نرخ برش است. ما با کنترل دما و سرعت روتورها در این فرایند، انرژی مکانیکی را به گونه‌ای به کامپاند منتقل می‌کنیم که دیسپرسیون کامل پرکننده‌ها در لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ تضمین گردد و هیچ‌گونه نقطه با مقاومت متغیر (Hot spot) در ساختار فیزیکی قطعه باقی نماند.

تولید قطعات فیزیکی از کامپاند خام، نیازمند کنترل دقیق پارامترهای رئولوژیکی و ترمودینامیکی در خطوط تولید صنعتی است. ما در این مرحله، الاستومر فرموله شده را طی فرایندهای شکل‌دهی مکانیکی و حرارتی، به یک ساختار استوانه‌ای با ابعاد دقیق مهندسی تبدیل می‌کنیم. انتقال بی‌نقص بار الکتریکی و توزیع همگن ذرات تونر، وابستگی مستقیمی به یکپارچگی فیزیکی و تلرانس‌های ابعادی قطعه ساخته شده دارد. در تولید لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، هرگونه انحراف در هندسه سطح یا ایجاد تنش‌های پسماند در شبکه پلیمری طی عملیات شکل‌دهی، موجب نوسان در ضخامت گاف هوایی و ایجاد اختلال در توزیع میدان الکترواستاتیک خواهد شد.

اکستروژن و قالب‌گیری (Molding Processes)

فرایند ایجاد پوشش الاستومری روی شفت‌های فلزی عموماً از طریق تکنیک‌های اکستروژن مستقیم (Direct Extrusion) یا قالب‌گیری تزریقی و فشاری (Insert Molding / Over-molding) انجام می‌پذیرد. در ماشین‌آلات اکستروژن، کنترل نرخ برش سیال پلیمری در دای (Die) برای ممانعت از شکست ساختار شبکه‌ای پرکننده‌های کربنی الزامی است. اتصال مکانیکی و شیمیایی بین شفت فلزی و الاستومر نیازمند اعمال پرایمرها و چسب‌های ولکانش (Vulcanizing Adhesives) است. این لایه‌های رابط شیمیایی نباید رفتار دی‌الکتریک از خود نشان دهند؛ طراحی آن‌ها به گونه‌ای کالیبره می‌شود که مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در مسیر شعاعی (از سطح لاستیک تا مرکز شفت فلزی) دچار افت ولتاژ یا مقاومت تماسی (Contact Resistance) ناخواسته نگردد و جریان شارژ به صورت کاملاً خطی منتقل شود.

ماشین‌کاری دقیق (Precision Grinding) و پرداخت سطح

پس از اتمام سیکل ولکانش، قطعه لاستیکی دارای تلرانس‌های آزاد و ناهمواری‌های ناشی از انقباض حرارتی (Thermal Shrinkage) شبکه پلیمری است. دستیابی به ابعاد میکرونی در غلتک‌های ماشین‌های اداری، با بهره‌گیری از فرایندهای سنگ‌زنی دقیق (Precision Grinding) محقق می‌شود. در این عملیات براده‌برداری، کنترل لنگی شعاعی (Radial Runout) و استوانه‌ای بودن (Cylindricity) شفت لاستیکی اهمیت بالایی دارد. زبری سطح (Surface Roughness) با استفاده از پارامترهای $R_a$ و $R_z$ اندازه‌گیری می‌شود و مستقیماً بر دینامیک جذب و رهایش ذرات تونر تاثیر می‌گذارد. ما در ماشین‌کاری لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، از سنگ‌های ساینده با مش‌بندی کالیبره‌شده و سرعت‌های برشی محاسباتی استفاده می‌کنیم تا از سوختگی موضعی ماتریس پلیمر و ایجاد لایه‌های اکسید سطحی که موجب تغییر در امپدانس قطعه می‌شوند، جلوگیری کنیم.

پوشش‌دهی سطحی (Surface Coating) غلتک‌ها

عملکرد سینماتیکی برخی از رول‌های چاپ مستلزم اصلاح خواص تریبولوژی و کاهش انرژی آزاد سطحی در ناحیه تماس است. در قطعاتی نظیر غلتک انتقال تونر، چسبندگی مستقیم پیگمنت‌ها و ذرات تونر به سطح لاستیک باعث افت کیفیت تصویر و ایجاد آلودگی (Contamination) در سیکل‌های متوالی چاپ می‌شود. برای حل این چالش مکانیکی، لایه‌های پوششی میکرومتری از جنس فلوروپلیمرها یا رزین‌های پلی‌اورتان روی سطح الاستومر اعمال می‌گردد. این پوشش‌های پلیمری علاوه بر تنظیم ضریب اصطکاک دینامیکی بین غلتک و شبکه کاغذ، باید از منظر هدایت الکترواستاتیک با ماتریس زیرین خود مطابقت داشته باشند. ضخامت این لایه پوششی با دقت نانومتری کنترل می‌شود تا رفتار دی‌الکتریک آن، ظرفیت خازنی کل سیستم را تغییر ندهد و میدان الکتریکی اعمال شده از سوی لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ بدون اعوجاج به سطح کاغذ منتقل گردد.

بررسی برهم‌کنش فیزیکی بین الاستومر منعطف و سطوح صلب فلزی یا نوری، نیازمند تحلیل توزیع تنش در ناحیه تماس است. ما برای محاسبه دقیق این مقادیر از روش المان محدود (FEA) استفاده می‌کنیم تا رفتار غیرخطی متریال پلیمری را تحت بارگذاری‌های مکانیکی شبیه‌سازی کنیم. تغییر شکل‌های هندسی ناشی از این درگیری مکانیکی، مستقیماً بر خواص الکترومغناطیسی قطعه اثر می‌گذارد و بررسی سینماتیک این فرایند برای درک مکانیزم انتقال بار ضروری است.

مدل‌سازی المان محدود (FEA) در ناحیه تماس (Nip Mechanics)

در ناحیه تماس که در ادبیات فنی ماشین‌های چاپ به عنوان Nip شناخته می‌شود، توزیع تنش فون مایسس (Von Mises Stress) به طور مستقیم بر ضخامت گاف هوایی تاثیر می‌گذارد. معادلات مکانیک تماس هرتز (Hertzian Contact Mechanics) برای واکاوی این تنش‌ها در مواد ویسکوالاستیک کاربرد دارند. لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ تحت اعمال نیروی شعاعی مداوم، دچار تغییر شکل الاستیک در سطح مقطع خود می‌شود. این تغییر شکل فضایی، فواصل بین ذرات کربنی را در ماتریس الاستومر دچار فشردگی و انبساط می‌کند؛ شبیه‌سازی دقیق این پدیده الزامی است تا مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در سراسر خط تماس در محدوده مجاز باقی بماند و از ایجاد نوسانات ولتاژ جلوگیری شود.

سختی سنجی دینامیکی و مدول الاستیسیته

سختی الاستومر و مدول الاستیسیته (Elastic Modulus) پارامترهای تعیین‌کننده در محاسبه عرض ناحیه تماس (Nip Width) هستند. مقیاس متداول برای سنجش سختی در این قطعات صنعتی Shore A و Asker C است، اما در تجهیزات اداری با دور بالا، پاسخ دینامیکی ماده در فرکانس‌های مختلف اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. رابطه بین مدول یانگ $E$ و عمق نفوذ، به محاسبات مهندسی برای تعیین میزان فرورفتگی سطح کمک می‌کند. چنانچه سختی لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی خارج از تلرانس‌های طراحی باشد، توزیع فشار بین غلتک و درام نوری از حالت یکنواخت خارج می‌شود. در قطعات حساس مانند غلتک انتقال تونر، این نوسان فشار مکانیکی موجب انتقال ناقص پیگمنت‌ها روی الیاف کاغذ و ایجاد نقاط با چگالی رنگ متفاوت می‌گردد. کالیبراسیون مدول الاستیک باید همزمان با حفظ یکپارچگی شبکه رسانای درون پلیمر انجام پذیرد.

پسماند فشاری (Compression Set) و خستگی مکانیکی

قطعات دوار در ماشین‌های چاپ به صورت پیوسته تحت بارگذاری و باربرداری دینامیک قرار دارند. رفتار ویسکوالاستیک پلیمرها باعث می‌شود که پس از حذف تنش، بازگشت به ابعاد اولیه با تاخیر فاز (Phase Lag) همراه باشد. پسماند فشاری (Compression Set) معیاری برای سنجش این تغییر شکل پلاستیک ماندگار است و محاسبه آن با رابطه $C_s = \frac{h_0 – h_i}{h_0 – h_s} \times 100$ انجام می‌گیرد، که در آن $h_0$ ضخامت اولیه، $h_i$ ضخامت ثانویه پس از باربرداری و $h_s$ ارتفاع اسپیسر محدودکننده است. در سرعت‌های دورانی بالا، تاخیر در بازگشت‌پذیری الاستومر به پدیده مسطح‌شدگی (Flat Spotting) روی سطح مقطع شفت منجر می‌شود. این تغییر فرم هندسی باعث ایجاد ارتعاش در مکانیزم ماشین و اعوجاج در فاصله هوایی بین قطعات می‌گردد. مقاومت متریال در برابر خستگی مکانیکی (Mechanical Fatigue) تضمین می‌کند که لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ در چرخه‌های متوالی کارکرد، امپدانس ثابت و سطح تماس همگنی را حفظ کند.

در معماری ماشین‌های چاپ الکتروفوتوگرافی، نیازهای الکترواستاتیک در ایستگاه‌های مختلف کاری با یکدیگر تفاوت ساختاری دارند. هدایت الکتریکی در فازهای گوناگون چرخه چاپ، نیازمند کالیبراسیون دقیق امپدانس در ماتریس پلیمری قطعات است. رفتار الکتریکی لاستیک‌ها تابعی از ولتاژ اعمالی (AC یا DC)، نوع تماس فیزیکی و ویژگی‌های دی‌الکتریک مواد درگیر نظیر تونر و کاغذ است. ما در مهندسی مواد، فرمولاسیون و درصد پرکننده‌های هادی را متناسب با جایگاه سینماتیکی و وظیفه الکتریکی هر غلتک تغییر می‌دهیم تا انتقال بار با بالاترین راندمان و کمترین میزان اتلاف انرژی یا اختلال میدان صورت پذیرد.

غلتک شارژ اولیه (PCR – Primary Charge Roller)

وظیفه غلتک شارژ اولیه، اعمال یک بار الکترواستاتیک منفی و کاملاً یکنواخت (معمولاً در محدوده -600V) بر روی سطح درام نوری (OPC) است. مکانیزم انتقال بار در این قطعه عمدتاً بر پایه پدیده تخلیه پاسن (Paschen Discharge) در گاف هوایی میکرومتری بین غلتک و درام استوار است. بر اساس قانون پاسن، ولتاژ شکست گاز تابعی از فشار و فاصله الکترودها است که با معادله $V_b = \frac{B \cdot p \cdot d}{\ln(A \cdot p \cdot d) – \ln(\ln(1 + \frac{1}{\gamma}))}$ مدل‌سازی می‌شود. برای کنترل این تخلیه الکتریکی و جلوگیری از ایجاد جرقه‌های مخرب (Sparking)، مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در این بخش باید دقیقاً در محدوده $10^4$ تا $10^6$ $\Omega$ تنظیم گردد. افت امپدانس لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ در این مقطع به فروپاشی لایه دی‌الکتریک درام منجر می‌شود و از سوی دیگر، مقاومت فراتر از این بازه، شارژ ناقص و ایجاد پس‌زمینه تیره (Background Fogging) را در پی خواهد داشت.

غلتک توسعه‌دهنده (Developer Roller)

غلتک توسعه‌دهنده به عنوان یک الکترود انتقال‌دهنده، وظیفه استخراج تونر از مخزن و هدایت آن به سمت تصویر پنهان الکترواستاتیک روی درام را بر عهده دارد. این قطعه نیازمند ایجاد تعادل بین هدایت الکتریکی و خواص تریبولوژی سطح است. لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی که برای این بخش سنتز می‌شود، باید علاوه بر ایجاد میدان الکتریکی دافعه برای پرتاب تونر، از طریق اصطکاک مکانیکی به شارژ تریبوالکتریک ذرات کمک کند. زبری سطح در این غلتک‌ها در مقیاس میکرون پردازش می‌شود تا ظرفیت حمل تونر در واحد سطح حفظ گردد. مهندسی امپدانس در ماتریس این قطعه مانع از تجمع بارهای ساکن روی پوسته غلتک می‌شود؛ پدیده‌ای که در صورت وقوع، موجب چسبندگی دائم تونر به سطح (Toner Filming) و اختلال در تغذیه پیوسته پیگمنت‌ها خواهد شد.

غلتک انتقال (Transfer Roller)

عملکرد غلتک انتقال بر اعمال ولتاژ بایاس مثبت به پشت بستر چاپ (کاغذ) استوار است تا ذرات تونر با بار منفی را از سطح OPC به سمت خود جذب کند. مقاومت حجمی در نظر گرفته شده برای این قطعه معمولاً در محدوده $10^7$ تا $10^9$ $\Omega$ طراحی می‌شود. این بازه مقاومتی به غلتک انتقال تونر اجازه می‌دهد تا میدان الکتریکی قدرتمندی را بدون ایجاد اتصال کوتاه (Short Circuit) از میان بافت متخلخل کاغذ ایجاد کند. با توجه به متغیر بودن ضخامت کاغذها و میزان رطوبت موجود در الیاف آن‌ها که بار دی‌الکتریک سیستم را تغییر می‌دهد، ما فرمولاسیون لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ را در این ایستگاه به گونه‌ای تنظیم می‌کنیم که پایداری ولتاژ تحت بارگذاری‌های الکتریکی متفاوت حفظ شده و تونر با چگالی ثابت روی بستر مدنظر منتقل گردد.

تضمین عملکرد پایدار در قطعات پلیمری هادی، نیازمند استقرار یک سیستم کنترل کیفیت مبتنی بر استانداردهای مهندسی مواد است. خواص الکترومغناطیسی و مکانیکی کامپوزیت‌ها پس از اتمام سیکل ولکانش و ماشین‌کاری، باید در شرایط شبیه‌سازی‌شده محیط کاربری مورد ارزیابی دقیق قرار گیرند. ما در فرایند صحه‌گذاری فیزیکی لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ، پروتکل‌های تست متعددی را برای پایش نوسانات امپدانس، بررسی توزیع یکنواخت پرکننده‌ها و واکاوی طول عمر قطعه تحت تنش‌های استاتیک و دینامیک اجرا می‌کنیم. این آزمون‌های سیستماتیک، تطابق کامل مقادیر اندازه‌گیری‌شده در خروجی خطوط تولید را با پارامترهای طراحی و تلرانس‌های مجاز تایید می‌کنند.

اندازه‌گیری دقیق مقاومت الکتریکی

سنجش میزان هدایت الکتریکی در شبکه‌های پلیمری از طریق پروتکل‌های مشخصی نظیر استاندارد ASTM D991 برای مقاومت حجمی محصولات رسانا و آنتی‌استاتیک انجام می‌پذیرد. در این ارزیابی‌ها، مقاومت ویژه حجمی ($\rho$) بر اساس رابطه $\rho = \frac{R \cdot A}{L}$ محاسبه می‌گردد که در آن $R$ مقاومت اندازه‌گیری‌شده، $A$ مساحت الکترودهای سطح تماس و $L$ فاصله مستقیم بین الکترودها است. رفتار کامپوزیت‌های الاستومری در برابر اختلاف پتانسیل‌های مختلف خطی نیست؛ از این رو، تست‌های وابستگی به ولتاژ (Voltage Dependency) برای تحلیل دینامیک مقاومت قطعه ضروری است. با افزایش ولتاژ اعمال شده بر یک لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، احتمال وقوع تونل‌زنی کوانتومی در فضاهای خالی بین ذرات کربنی افزایش یافته و این پدیده موجب افت موضعی مقاومت می‌شود. سنجش مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در ولتاژهای کاری مختلف و تحت فشارهای تماسی متفاوت، اطمینان می‌دهد که قطعه تحت بارهای الکترواستاتیک متناوب ماشین چاپ، تغییرات امپدانس خارج از محدوده مجاز از خود نشان نخواهد داد.

آزمون‌های پیرشدگی تسریع‌شده (Accelerated Aging)

الاستومرهای تحت تنش در محیط‌های صنعتی، دچار افت خواص فیزیکوشیمیایی در طول زمان می‌شوند. برای پیش‌بینی عمر مفید قطعه و بررسی رفتار خستگی متریال، آزمون‌های پیرشدگی تسریع‌شده در محفظه‌های کنترل شرایط جوی (Environmental Chambers) اجرا می‌گردد. معادله آرنیوس به فرم $k = A e^{-\frac{E_a}{RT}}$ (که در آن $k$ ثابت نرخ واکنش، $E_a$ انرژی فعال‌سازی، $R$ ثابت جهانی گازها و $T$ دمای مطلق است) مبنای محاسبات ترمودینامیکی برای شبیه‌سازی تخریب حرارتی پلیمرها قرار می‌گیرد. قرارگیری قطعاتی نظیر غلتک انتقال تونر در محفظه‌های حرارتی با دمای کنترل‌شده و محیط‌های غنی از گاز ازون، مکانیزم‌های اکسیداسیون رادیکالی و گسیختگی پیوندهای گوگردی یا پراکسیدی را تسریع می‌کند. با مقایسه ساختار قطعه پیش و پس از اعمال این سیکل‌های حرارتی و شیمیایی، پایداری اتصالات عرضی در ماتریس لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ و میزان افت مدول الاستیسیته آن ارزیابی می‌شود تا ظرفیت شبکه پلیمری در برابر نوسانات اقلیمی ماشین‌آلات تایید گردد.

تغییر در خواص ساختاری غلتک‌های الاستومری در حین کارکرد، منشأ اصلی افت کیفیت خروجی در سیستم‌های الکتروفوتوگرافی است. ما در مهندسی عیوب، واماندگی قطعه را ناشی از تخریب شبکه‌های هادی پلیمری یا تغییر فازهای مکانیکی و شیمیایی متریال تحت تنش‌های کوپل‌شده ارزیابی می‌کنیم. ریشه‌‌یابی این اختلالات نیازمند انطباق پدیده‌های میکروسکوپی در کامپاند با شواهد فیزیکی موجود در سطح چاپ است. واکاوی این مکانیزم‌ها، مسیر اصلاح فرمولاسیون و بهینه‌سازی فرایندهای تولید را برای جلوگیری از بروز خرابی‌های زودهنگام مشخص می‌سازد.

ناهمگنی الکتریکی و پدیده Banding

وجود نوسان در مقاومت الکتریکی رول لاستیکی در جهت شعاعی یا طولی شفت، مستقیماً توازن میدان الکترواستاتیک را در ناحیه تماس مختل می‌کند. پدیده Banding به صورت خطوط یا باندهای تاریک و روشن متناوب بر روی کاغذ ظاهر می‌شود و فرکانس تکرار آن با سرعت زاویه‌ای غلتک معیوب انطباق دارد. منشأ این عیب الکتریکی، دیسپرسیون ناقص پرکننده‌ها در حین فرایند کامپاندینگ یا سوختگی موضعی (Scorch) الاستومر در مرحله اکستروژن است که منجر به کلوخه شدن ذرات کربنی و ایجاد نقاط با هدایت بالا (Hot spots) می‌شود. در این حالت، جریان الکتریکی ترجیح می‌دهد از مسیرهای کم‌مقاومت عبور کند که این تمرکز بار، پتانسیل سطحی یکنواخت مورد نیاز برای جذب پودر را در لاستیک رسانای الکتریکی رول چاپ از بین برده و منجر به ایجاد سایه‌های ناخواسته در تصویر نهایی می‌گردد.

مهاجرت پلاستیسایزرها (Plasticizer Migration)

الاستومرهای پایه برای کاهش سختی و بهبود خواص فرآیندپذیری، نیازمند افزودن روغن‌های فرآیند و نرم‌کننده‌ها هستند. چنانچه سازگاری ترمودینامیکی و پارامتر حلالیت بین این مولکول‌های کم‌وزن و ماتریس پلیمری در شرایط بهینه قرار نداشته باشد، پدیده مهاجرت سطحی (Plasticizer Migration) یا خونریزی لاستیک (Blooming) رخ می‌دهد. ما در بررسی قطعات فرسوده مشاهده می‌کنیم که خروج این ترکیبات روغنی از بستر لاستیک نیمه‌رسانا در دستگاه کپی، لایه‌ای عایق و ناهمگن را در پوسته غلتک شکل می‌دهد. این لایه علاوه بر افزایش مقاومت تماسی، در اثر تماس فیزیکی مداوم با درام نوری، به سطح OPC Drum منتقل شده و با ایجاد آلودگی (Contamination)، حساسیت نوری فوتوکانداکتور را کاهش می‌دهد که نتیجه آن افت شدید چگالی اپتیکال چاپ در چرخه‌های متوالی کارکرد ماشین است.

تخریب سطحی ناشی از کرونا (Corona Pitting)

میدان‌های الکتریکی با ولتاژ بالا در تجهیزات چاپ، اتم‌های گازهای موجود در گاف هوایی را یونیزه کرده و پدیده تخلیه کرونا را به وجود می‌آورند. بمباران مستمر سطح غلتک پلیمری توسط این یون‌های پرانرژی و رادیکال‌های آزاد ازون، منجر به گسیختگی پیوندهای کووالانسی زنجیره پلیمری در پوسته خارجی می‌شود. این تخریب شیمیایی در مقیاس میکروسکوپی به شکل حفرات و شکاف‌های ریز (Corona Pitting) روی غلتک انتقال تونر بروز می‌کند. ایجاد این میکرو-حفرات، توپوگرافی و زبری سطح قطعه را تغییر داده و با ایجاد مایکرو-جرقه (Micro-sparking) در داخل حفرات، مقاومت سطحی را در آن نواحی به شدت افزایش می‌دهد. این عیب ساختاری مانع از انتقال یکنواخت بارهای الکترواستاتیک به بافت کاغذ شده و کیفیت تفکیک خطوط ریز را در تصاویر چاپی دچار ریزش می‌کند.

الاستومرها به طور ذاتی به دلیل داشتن پیوندهای کووالانسی قوی و عدم حضور الکترون‌های آزاد، عایق الکتریکی هستند. برای ایجاد هدایت، در مرحله کامپاندینگ پرکننده‌های هادی نظیر دوده‌های رسانا با سطح ویژه بالا به ماتریس پلیمری اضافه می‌شوند. با افزایش این ذرات و رسیدن به کسر حجمی بحرانی که به عنوان آستانه پرکولاسیون شناخته می‌شود، ذرات کربنی با یکدیگر تماس فیزیکی پیدا کرده و شبکه‌های هادی سه‌بعدی را شکل می‌دهند. علاوه بر تماس مستقیم، پدیده تونل‌زنی کوانتومی نیز در فواصل نانومتری بین ذرات به الکترون‌ها اجازه می‌دهد از سد پتانسیل ماتریس عایق عبور کنند و جریان را انتقال دهند.

هر دو سیستم پخت چگالی اتصالات عرضی را تنظیم می‌کنند، اما سیستم پخت پراکسیدی پیوندهای مستقیم کربن-کربن ($C-C$) ایجاد می‌کند که انرژی پیوند بالاتری نسبت به پیوندهای سولفیدی دارند. این ساختار منجر به کاهش چشمگیر پسماند فشاری (Compression Set) در الاستومر می‌شود. کاهش ماندگاری فشاری مانع از تغییر شکل ماندگار لاستیک و بروز پدیده مسطح‌شدگی (Flat Spotting) تحت بارهای دینامیک مداوم در دورهای بالای ماشین می‌شود و هندسه استوانه‌ای رول را حفظ می‌کند. همچنین پخت پراکسیدی پایداری حرارتی بهتری را در مواجهه با سیستم‌های فیوزینگ فراهم می‌آورد.

رول شارژ اولیه در ولتاژهای بالا عمل می‌کند که این امر منجر به یونیزاسیون هوا و تولید مستمر گاز ازون ($O_3$) در فضای داخلی دستگاه می‌شود. ازون یک اکسیدکننده رادیکالی قوی است که به پیوندهای دوگانه کربن-کربن در زنجیره پلیمرها حمله کرده و باعث گسیختگی شبکه و ایجاد ترک‌های سطحی می‌شود. الاستومر EPDM به دلیل داشتن زنجیره اصلی کاملاً اشباع، پایداری ترمودینامیکی بالایی در برابر تخریب ازونی دارد و مقاومت سطحی خود را در مجاورت میدان‌های الکترواستاتیک شدید حفظ می‌کند.

پدیده Banding یا ایجاد خطوط ناهمگن طولی و عرضی روی کاغذ، مستقیماً به ناهمگنی الکتریکی در ساختار غلتک مربوط است. اگر در مرحله اختلاط (Mixing)، ذرات کربنی به صورت یکنواخت دیسپرس نشوند و کلوخه (Agglomeration) ایجاد کنند، نقاطی با مقاومت الکتریکی بسیار پایین (Hot spots) در الاستومر شکل می‌گیرد. در هنگام اعمال ولتاژ، تمرکز بار در این نواحی رخ داده و توزیع یکنواخت میدان الکترواستاتیک در ناحیه تماس (Nip) از بین می‌رود که این امر خود را به صورت تغییرات متناوب در چگالی رنگ چاپ نشان می‌دهد.

کامپوزیت‌های پلیمری هادی به شدت تحت تاثیر پارامترهای ترمودینامیکی محیط هستند. با افزایش دما، ماتریس پلیمری دچار انبساط حرارتی شده و حجم آزاد آن افزایش می‌یابد که این امر فاصله بین ذرات رسانا را بیشتر کرده و با تضعیف مکانیزم تونل‌زنی، مقاومت الکتریکی رول را بالا می‌برد (پدیده PTC). از سوی دیگر، افزایش رطوبت نسبی محیط به دلیل ماهیت هیدروفیلیک برخی افزودنی‌ها، منجر به جذب مولکول‌های آب روی سطح غلتک شده و با فعال کردن مکانیزم رسانایی یونی، مقاومت سطحی را به طور ناخواسته کاهش می‌دهد و تعادل میدان‌ها را برهم می‌زند.

https://omidomranco.com/zULwXu
کپی آدرس