پلیمریزاسیون حلقه گشا (ROP): بررسی جامع مکانیسم‌ها، سینتیک و کاربردها

هنگامی که روش‌های متداول بسپارش توانایی کنترل دقیق ساختارهای پلیمری را ندارند، چگونه می‌توانیم به پلیمرهایی با توزیع وزن مولکولی باریک دست پیدا کنیم؟ موادی که در صنایع پزشکی و تولید پلاستیک‌های زیست‌تخریب‌پذیر استفاده می‌شوند، نیازمند معماری مولکولی مشخصی هستند که با روش‌های تراکمی یا رادیکالی آزاد به دست نمی‌آیند. این پرسش مطرح می‌شود که چه نیروی محرکه‌ای در فرایند پلیمریزاسیون حلقه گشا باعث می‌شود یک مولکول حلقوی پایدار باز شود و یک زنجیره خطی پیوسته را شکل دهد؟

ما در این مقاله به بررسی علمی و تخصصی پلیمریزاسیون حلقه گشا (ROP) می‌پردازیم. مسیر یادگیری را از مفاهیم پایه ترمودینامیکی آغاز می‌کنیم و سپس وارد تحلیل دقیق انواع مکانیسم‌های شیمیایی، نقش کاتالیزورها و بررسی سینتیک واکنش می‌شویم. هدف ما این است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی، پژوهشگران شیمی پلیمر و مهندسان تحقیق و توسعه (R&D) بتوانند با مطالعه این محتوا، درک روشنی از شرایط آزمایشگاهی، متغیرهای سنتز و کاربردهای تخصصی این روش در تولید مواد پلیمری به دست آورند.

آنچه در این مطلب می‌خوانید :

پلیمریزاسیون حلقه گشا (ROP) یک روش پلیمریزاسیون زنجیره‌ای است که در آن انتهای فعال یک زنجیره پلیمری در حال رشد، به یک مونومر حلقوی حمله کرده و با باز کردن حلقه آن، مونومر را به صورت خطی به زنجیره اضافه می‌کند. ما در این روش با واکنش‌هایی مواجه هستیم که ساختار فضایی مونومر اولیه در آن‌ها نقش کلیدی ایفا می‌کند و هندسه مولکول مسیر واکنش را هدایت می‌کند. پلیمریزاسیون ROP به ما اجازه می‌دهد تا پلیمرهایی با ساختار هترواتم در زنجیره اصلی، مانند اکسیژن، نیتروژن یا گوگرد سنتز کنیم؛ ساختارهایی که دستیابی به آن‌ها با روش‌های پلیمریزاسیون متداول به سختی امکان‌پذیر است.

مطالعات علمی روی بسپارش حلقه گشا به اوایل قرن بیستم میلادی بازمی‌گردد. در سال ۱۹۰۶، هرمان لئوکس (Hermann Leuchs) موفق شد از طریق پلیمریزاسیون حلقه گشا ان-کربوکسی انیدریدها (NCA)، پلی‌آمینواسیدها را در مقیاس آزمایشگاهی سنتز کند. پس از آن در دهه ۱۹۳۰، والاس کاروترز (Wallace Carothers) تحقیقات گسترده‌ای برای سنتز پلی‌استرها از لاکتون‌های حلقوی انجام داد.

پیشرفت‌های بعدی در دهه ۱۹۵۰ با توسعه کاتالیزورهای تخصصی تسریع شد و پژوهشگران توانستند واکنش‌های پلیمریزاسیون ROP را با وزن مولکولی مشخص‌تری پیش ببرند. توسعه این دانش در دهه‌های بعد ادامه یافت تا جایی که شناخت مکانیسم متاتز و کاربرد آن در بسپارش حلقه گشا، جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۰۵ را برای محققان این حوزه به همراه داشت.

برای درک جایگاه پلیمریزاسیون حلقه گشا، ما باید ساختار پیشرفت واکنش آن را با دو روش کلاسیک سنتز پلیمرها مقایسه کنیم. در پلیمریزاسیون تراکمی (مرحله‌ای)، واکنش بین گروه‌های عاملی مونومرها رخ می‌دهد و غالباً با خروج یک مولکول کوچک مانند آب یا آمونیاک همراه است. در مقابل، بسپارش حلقه گشا از نظر سینتیکی رفتاری شبیه به پلیمریزاسیون زنجیره‌ای دارد و هیچ مولکول جانبی در فرایند باز شدن حلقه از محیط واکنش حذف نمی‌شود.

از سوی دیگر، در پلیمریزاسیون افزایشی (مانند پلیمریزاسیون رادیکالی مونومرهای وینیلی)، واکنش با تبدیل پیوندهای دوگانه کربن-کربن به پیوندهای یگانه پیش می‌رود و اسکلت اصلی پلیمر حاصل، تمام‌کربنی است. پلیمریزاسیون ROP با باز شدن یک ساختار بسته حلقوی شکل می‌گیرد و به ما امکان می‌دهد هترواتم‌ها را مستقیماً وارد اسکلت اصلی زنجیره کنیم. این ویژگی ساختاری باعث می‌شود پلیمرهای تولید شده با روش پلیمریزاسیون ROP خواص متفاوتی از جمله زیست‌سازگاری و تخریب‌پذیری بالاتری نسبت به پلیمرهای تولید شده با روش‌های افزایشی داشته باشند.

ما در بررسی پلیمریزاسیون حلقه گشا باید ابتدا بدانیم چه عاملی باعث می‌شود یک مولکول بسته تمایل به تبدیل شدن به یک زنجیره خطی داشته باشد. نیروی محرکه ترمودینامیکی در این واکنش‌ها تفاوت سطح انرژی بین حالت مونومر حلقوی و زنجیره پلیمری است. برای انجام‌پذیری پلیمریزاسیون ROP، تغییرات انرژی آزاد گیبس باید منفی باشد ($\Delta G < 0$). این پارامتر ترمودینامیکی مستقیماً به ساختار هندسی حلقه و پایداری ذاتی آن وابسته است.

کشش حلقه یا Ring Strain اصلی‌ترین عامل پیش‌برنده در ترمودینامیک پلیمریزاسیون حلقه گشا به شمار می‌رود. زمانی که اتم‌ها در یک ساختار حلقوی قرار می‌گیرند، زوایای پیوندی آن‌ها از مقادیر استاندارد خود (مانند $109.5^\circ$ برای اتم کربن با هیبریداسیون $sp^3$) منحرف می‌شوند. این انحراف زاویه‌ای، همراه با دافعه فضایی بین گروه‌های مجاور (تنش استریک)، سطح انرژی پتانسیل مولکول را افزایش می‌دهد.

ما با آزاد کردن این تنش از طریق شکستن یک پیوند در حلقه، انرژی فیزیکی ذخیره شده را رها می‌کنیم. مولکول‌هایی که کشش حلقه بالایی دارند، با آزادسازی این انرژی، گرایش ترمودینامیکی شدیدی به سمت تشکیل یک زنجیره خطی پایدار در بسپارش حلقه گشا پیدا می‌کنند.

تعداد اتم‌های تشکیل‌دهنده حلقه تأثیر مستقیمی بر میزان کشش و امکان‌پذیری پلیمریزاسیون ROP دارد. حلقه‌های سه و چهار عضوی (مانند اپوکسیدها) دارای بیشترین میزان کشش زاویه‌ای هستند و شرایط ترمودینامیکی بسیار مساعدی برای باز شدن دارند. با افزایش اندازه حلقه به پنج، شش و هفت عضو، میزان کشش افت می‌کند.

به عنوان نمونه، حلقه‌های شش عضوی (مانند سیکلوهگزان یا ساختارهای مشابه اکسیژن‌دار) به دلیل قرارگیری در صورت‌بندی‌های پایدار صندلی، حداقل تنش را تجربه می‌کنند و پلیمریزاسیون حلقه گشا در آن‌ها از نظر ترمودینامیکی با دشواری همراه است. در حلقه‌های بزرگ‌تر (هشت عضو و بیشتر)، مجدداً به دلیل تداخل فضایی هیدروژن‌های درون حلقه (Transannular strain)، کشش افزایش یافته و واکنش‌پذیری برای پیشروی بسپارش حلقه گشا مساعدتر می‌شود.

معادله پایه ترمودینامیک، یعنی $ \Delta G = \Delta H – T\Delta S $، رفتار فیزیکوشیمیایی پلیمریزاسیون حلقه گشا را توصیف می‌کند. در فرآیند تبدیل مونومرهای مستقل و آزاد به یک زنجیره یکپارچه پلیمری، درجه آزادی سیستم کاهش می‌یابد؛ این مفهوم ترمودینامیکی نشان می‌دهد که تغییرات آنتروپی ($\Delta S$) همواره مقداری منفی است. از آنجا که عبارت $-T\Delta S$ در معادله مثبت می‌شود، واکنش از منظر آنتروپی نامساعد است.

ما برای غلبه بر این مانع آنتروپیک، به یک آنتالپی منفی و بزرگ نیاز داریم. تغییرات آنتالپی ($\Delta H$) در پلیمریزاسیون ROP مستقیماً از آزادسازی کشش حلقه تأمین می‌شود. اگر مقدار منفی $\Delta H$ به قدری بزرگ باشد که بر اثر بازدارنده آنتروپی غلبه کند، انرژی آزاد گیبس کل منفی شده و پلیمریزاسیون پیش می‌رود. در دماهای بسیار بالا، عبارت $-T\Delta S$ بزرگ‌تر از آنتالپی شده و پدیده دپلیمریزاسیون (بازگشت به حالت مونومر حلقوی) رخ می‌دهد که به این حد حرارتی در شیمی پلیمر، دمای سقف (Ceiling Temperature) می‌گویند.

ما در بررسی مکانیسم‌های پلیمریزاسیون حلقه گشا، با مسیرهای شیمیایی متفاوتی روبرو هستیم که بر اساس نوع مرکز فعال در انتهای زنجیره دسته‌بندی می‌شوند. نحوه باز شدن حلقه مونومر و اتصال آن به زنجیره در حال رشد، به ماهیت الکترونی واکنش‌دهنده‌ها بستگی دارد. در ادامه، نحوه حرکت الکترون‌ها، ایجاد و شکست پیوندها را در هر یک از این مسیرهای واکنش پلیمریزاسیون ROP تحلیل می‌کنیم.

در پلیمریزاسیون حلقه گشا کاتیونی، مرکز فعال در انتهای زنجیره پلیمری دارای بار مثبت است و معمولاً به شکل یون‌های اکسونیوم ($R_3O^+$) یا کربوکاتیون در محیط واکنش حضور دارد. ما مشاهده می‌کنیم که مونومرهای حلقوی حاوی هترواتم‌های غنی از الکترون، مانند اکسیژن، به عنوان یک نوکلئوفیل (هسته‌دوست) عمل کرده و به این مرکز مثبت حمله می‌کنند. پس از حمله نوکلئوفیلی، یکی از پیوندهای کربن-هترواتم در ساختار حلقه شکسته شده و بار مثبت به هترواتمِ مونومرِ جدید منتقل می‌شود. این توالی جابه‌جایی بار مثبت و شکستن پیوندها، طول زنجیره بسپارش حلقه گشا را افزایش می‌دهد.

ساختار انتقال الکترون در پلیمریزاسیون حلقه گشا آنیونی کاملاً برعکس حالت کاتیونی است. در اینجا، انتهای فعال زنجیره یک آنیون (مانند یون‌های آلکوکسید یا کربانیون) است که بار منفی موضعی دارد. این گونه غنی از الکترون مستقیماً به یک اتم کربن الکتروفیل (الکترون‌دوست) در مجاورت هترواتمِ مونومر حلقوی حمله می‌کند. با تشکیل پیوند جدید بین زنجیره و مونومر، توزیع الکترون‌ها در ساختار حلقه به هم خورده و پیوند درون‌حلقه‌ای شکسته می‌شود. با باز شدن مولکول، بار منفی به انتهای مونومرِ تازه اضافه‌شده منتقل می‌گردد و مرکز فعال جدیدی برای پیشروی واکنش پلیمریزاسیون ROP ایجاد می‌شود.

مکانیسم پلیمریزاسیون حلقه گشا کوئوردیناسیونی شامل یک فرایند دو مرحله‌ای هماهنگ است. ما در این مسیر با یک مرکز فلزی روبرو هستیم که در مرحله اول، هترواتم مونومر حلقوی (مانند اکسیژن در یک گروه کربونیل) با اوربیتال‌های خالی فلز کمپلکس تشکیل می‌دهد. این برهم‌کنش، پیوندهای درون حلقه را به شدت قطبی می‌کند. در مرحله دوم، پیوند موجود بین فلز و زنجیره پلیمری متصل به آن شکسته شده و مونومر فعال‌شده دقیقاً در فضای بین فلز و زنجیره جای می‌گیرد (مرحله Insertion). واکنش بسپارش حلقه گشا در این حالت با تکرار مداوم این چرخه کوئوردیناسیون و جای‌گیری گسترش می‌یابد و پیوندهای جدیدی شکل می‌گیرد.

پلیمریزاسیون متاتز حلقه گشا (ROMP) مکانیسمی کاملاً متمایز دارد و منحصراً برای مونومرهای حلقوی حاوی پیوند دوگانه کربن-کربن (سیکلوآلکن‌ها) استفاده می‌شود. در این واکنش، یک کمپلکس فلز-کاربن ($M=CHR$) با پیوند دوگانه مونومر وارد واکنش می‌شود. ما در این فرایند یک واکنش حلقه‌زایی $[2+2]$ را رصد می‌کنیم که منجر به تشکیل یک واسطه چهار ضلعی ناپایدار به نام متالاسیکلوبوتان می‌شود. این واسطه سپس از طریق یک واکنش حلقه‌گشایی برگشتی (Retro-cycloaddition) از سمتی دیگر می‌شکند. نتیجه این شکست فضایی، باز شدن حلقه مونومر، تولید یک پیوند دوگانه خطی جدید و بازتولید گونه فعال فلز-کاربن در انتهای زنجیره پلیمریزاسیون ROP است.

اگرچه واکنش‌های رادیکالی معمولاً برای مونومرهای وینیلی خطی تعریف می‌شوند، اما پلیمریزاسیون حلقه گشا رادیکالی برای دسته‌ای خاص از مونومرهای حلقوی (مانند کتن استال‌های حلقوی) قابل انجام است. در این مسیر، یک رادیکال آزاد به پیوند دوگانه متصل به ساختار حلقه حمله می‌کند. پس از تشکیل رادیکال واسطه، ساختار مولکولی برای رسیدن به پایداری ترمودینامیکی بیشتر دچار بازآرایی (Rearrangement) می‌شود. این بازآرایی مستلزم شکستن یکی از پیوندهای سیگما درون حلقه است که منجر به باز شدن حلقه و انتقال مرکز رادیکالی تک‌الکترونی به انتهای زنجیره خطی می‌شود. این مکانیسم بسپارش حلقه گشا مسیر متفاوتی را برای ورود هترواتم‌ها به اسکلت زنجیره‌های رادیکالی فراهم می‌کند.

ما برای پیشبرد واکنش‌ها در شرایط آزمایشگاهی و صنعتی، نیازمند استفاده از ترکیبات شیمیایی مشخصی هستیم که سد انرژی فعال‌سازی را کاهش داده و نقطه شروع رشد زنجیره را تعیین کنند. انتخاب دقیق این مواد در پلیمریزاسیون ROP مستقیماً بر سرعت واکنش، ساختار فضایی مونومرهای اضافه‌شده و میزان سمیت محصول تولیدی تاثیر می‌گذارد.

در متون تخصصی سنتز پلیمرها، مرز مشخصی بین نقش آغازگر و کاتالیزور وجود دارد. آغازگر (Initiator) مولکولی است که با حمله اولیه به مونومر حلقوی، واکنش را استارت می‌زند و به طور دائم به عنوان گروه انتهایی (End-group) در ساختار زنجیره پلیمری باقی می‌ماند. ترکیباتی مانند الکل‌ها یا آمین‌های نوع اول معمولاً به عنوان آغازگر عمل می‌کنند و نسبت مولی آن‌ها به مونومر، تعیین‌کننده طول زنجیره و وزن مولکولی است. از سوی دیگر، کاتالیزور صرفاً با فعال کردن مونومر (قطبی کردن پیوندها) یا تسهیل مکانیسم جای‌گیری، سرعت واکنش را افزایش می‌دهد و در پایان واکنش بدون تغییر شیمیایی باقی می‌ماند، بدون آنکه جزئی از اسکلت اصلی پلیمر شود.

ترکیبات آلی-فلزی از پرکاربردترین تسریع‌کننده‌ها در این دسته از واکنش‌ها به شمار می‌روند. ما در این بخش، ترکیباتی مانند اکتانوات قلع ($\text{Sn(Oct)}_2$) را بررسی می‌کنیم که به دلیل کارایی بالا، حلالیت مناسب در مونومرهای مذاب و مقاومت در برابر رطوبت، کاربرد وسیعی در مقیاس صنعتی دارند. کاتالیزورهای پایه آلومینیوم (مانند آلکوکسیدهای آلومینیوم) نیز برای کنترل دقیق‌تر ساختار فضایی پلیمر و توزیع یکنواخت‌تر وزن مولکولی به کار می‌روند. ترکیبات بر پایه روی ($\text{Zn}$) گزینه جایگزین دیگری هستند که سمیت کمتری نسبت به مشتقات قلع دارند. چالش اصلی کار با کاتالیزورهای پایه فلزی در بسپارش حلقه گشا، باقی ماندن مقادیر ناچیزی از فلزات سنگین در بافت پلیمر است که استانداردهای سخت‌گیرانه سازمان‌های غذا و دارو را با محدودیت مواجه می‌کند.

برای رفع چالش سمیت و آلودگی فلزات سنگین، ما به سمت استفاده از ارگانوکاتالیست‌ها (Organocatalysts) حرکت می‌کنیم. این ترکیبات، کاتالیزورهای کاملاً آلی و بدون فلز هستند که پلیمریزاسیون حلقه گشا را از طریق تشکیل پیوندهای هیدروژنی متناوب یا برهم‌کنش‌های اسید-باز پیش می‌برند. ترکیباتی مانند اسیدهای فسفریک (مثل دی‌فنیل فسفات) یا بازهای آلی قوی مانند دی‌ازابای‌سیکلواندسن (DBU)، نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از این دسته محسوب می‌شوند. این مواد شیمیایی به ما امکان می‌دهند که واکنش را در شرایط ملایم‌تر حرارتی پیش ببریم و پلیمرهایی با خلوص بالا، زیست‌سازگار و کاملاً عاری از ردپای فلزات ترانزیشن سنتز کنیم.

ما در سنتز پلیمرها نیازمند پیش‌بینی دقیق زمان واکنش و طول نهایی زنجیره‌ها هستیم. بررسی سینتیک پلیمریزاسیون حلقه گشا به ما نشان می‌دهد که مونومرها با چه نرخی مصرف می‌شوند و چگونه می‌توانیم با تنظیم غلظت واکنش‌دهنده‌ها، معماری نهایی ماکرومولکول را مدیریت کنیم. تسلط بر این معادلات، امکان طراحی دقیق وزن مولکولی را در فرایند بسپارش حلقه گشا فراهم می‌کند.

سرعت پیشروی واکنش، که با نماد $R_p$ نشان داده می‌شود، تابعی از غلظت مونومر فعال و مراکز فعال کاتالیزوری است. ما در یک سیستم سینتیکی مرتبه اول، رابطه سرعت پلیمریزاسیون حلقه گشا را به صورت $R_p=-\frac{d[M]}{dt}=k_p[P^*][M]$ تعریف می‌کنیم؛ که در آن $[M]$ غلظت مونومر در هر لحظه، $[P^*]$ غلظت مراکز فعال پلیمری در حال رشد و $k_p$ ثابت سرعت انتشار است. با انتگرال‌گیری از این معادله دیفرانسیل نسبت به زمان، به رابطه $\ln\frac{[M]_0}{[M]_t}=k_p[P^*]t$ می‌رسیم. این معادلات خطی به ما کمک می‌کنند تا با رسم نمودار تغییرات لگاریتمی غلظت مونومر نسبت به زمان، ثابت سرعت را در فرایند بسپارش حلقه گشا محاسبه کرده و زمان دقیق اتمام واکنش را تخمین بزنیم.

یکی از ویژگی‌های مهم در بسیاری از سیستم‌های پلیمریزاسیون حلقه گشا، قابلیت انجام واکنش به صورت «زنده» است. در یک پلیمریزاسیون زنده، واکنش‌های اختتام (Termination) و انتقال زنجیر (Chain Transfer) به طور کامل سرکوب می‌شوند یا سرعت آن‌ها در مقایسه با سرعت رشد زنجیره بسیار ناچیز است. ما در این شرایط مشاهده می‌کنیم که تمام زنجیره‌های پلیمری به صورت همزمان شروع به رشد کرده و تا زمان مصرف کامل مونومرها فعال باقی می‌مانند. درجه پلیمریزاسیون متوسط عددی ($DP_n$) در این حالت مستقیماً از نسبت غلظت اولیه مونومر به آغازگر محاسبه می‌شود: $DP_n=\frac{[M]_0}{[I]_0}\times\text{Conversion}$. این رفتار سینتیکی در بسپارش حلقه گشا امکان سنتز کوپلیمرهای دسته‌ای (Block Copolymers) را با افزودن مرحله‌ای مونومرهای جدید به محیط واکنش برای ما فراهم می‌کند. $10^{-18}$ تا $10^{-15}$ ثانیه).

شاخص پراکندگی (PDI) یا توزیع وزن مولکولی، معیاری برای بررسی یکنواختی طول زنجیره‌های تولید شده است که از نسبت وزن مولکولی وزنی متوسط به وزن مولکولی عددی متوسط ($PDI=\frac{M_w}{M_n}$) به دست می‌آید. ما برای دستیابی به مقادیر PDI نزدیک به یک (توزیع بسیار باریک) در پلیمریزاسیون حلقه گشا، باید متغیرهای ترمودینامیکی و فیزیکی واکنش را به دقت در آزمایشگاه کنترل کنیم. حضور ناخالصی‌هایی مانند رطوبت می‌تواند باعث ایجاد مراکز آغازگر ثانویه شده و توزیع طول زنجیره‌ها را پهن کند. افزایش کنترل‌نشده دما در حین بسپارش حلقه گشا باعث فعال شدن واکنش‌های جانبی مانند تبادل استری درون‌مولکولی (Back-biting) می‌شود که به شدت یکنواختی وزن مولکولی را کاهش می‌دهد. تنظیم نسبت دقیق آغازگر به مونومر و ایجاد شرایط هم‌زدن پایدار برای توزیع یکنواخت حرارت، از متغیرهای کلیدی در حفظ باریکی شاخص PDI محسوب می‌شوند.

ما در این بخش به بررسی مواد اولیه خاصی می‌پردازیم که ساختار حلقوی آن‌ها برای انجام واکنش‌های پلیمریزاسیون حلقه گشا مناسب است. انتخاب نوع مونومر و درک شرایط ترمودینامیکی و سینتیکی حاکم بر آن، به ما اجازه می‌دهد تا معماری و خواص فیزیکی پلیمر نهایی را در محیط آزمایشگاه به دقت تنظیم کنیم. بررسی رفتار شیمیایی این ساختارهای حلقوی، مسیر سنتز رایج‌ترین پلیمرهای تولید شده با این روش را روشن می‌کند.

لاکتید یک دایمر حلقوی شش‌عضوی است که از تراکم دو مولکول اسید لاکتیک به دست می‌آید. ما برای سنتز پلی‌لاکتیک اسید (PLA) با وزن مولکولی بالا، از پلیمریزاسیون حلقه گشا لاکتید در شرایط توده (Bulk) و در محدوده دمایی 130°C تا 180°C استفاده می‌کنیم. ایزومری فضایی مونومر لاکتید (ایزومرهای L، D یا مزو) مستقیماً بر ریزساختار و درصد تبلور زنجیره پلیمری تولید شده اثر می‌گذارد. در این فرایند بسپارش حلقه گشا، حمله هسته‌دوستی به گروه کربونیل باعث شکافت پیوند اکسیژن-آسیل شده و زنجیره پلی‌استر خطی با توالی‌های فضایی مشخص شکل می‌گیرد.

اپسیلون-کاپرولاکتون ($\varepsilon$-caprolactone) یک استر حلقوی هفت‌عضوی است. ما سنتز پلی‌کاپرولاکتون (PCL) را معمولاً از طریق مکانیسم‌های کوئوردیناسیونی-جای‌گیری پیش می‌بریم، زیرا این حلقه هفت‌عضوی دارای کشش زاویه‌ای متوسطی است و واکنش‌پذیری مناسبی با کاتالیزورهای پایه فلزی یا ارگانوکاتالیست‌ها نشان می‌دهد. انجام این واکنش هم در حالت توده و هم در حلال‌های آلی خشک امکان‌پذیر است. با کنترل دقیق نسبت مولی مونومر به آغازگرهای حاوی گروه عاملی هیدروکسیل، ما زنجیره‌های خطی PCL را با گروه‌های انتهایی مشخص و شاخص پراکندگی بسیار پایین سنتز می‌کنیم.

اپوکسیدها، مانند اتیلن اکساید و پروپیلن اکساید، اترهای حلقوی سه‌عضوی با کشش حلقه بسیار بالا هستند. ما در سنتز پلی‌اترها (مانند پلی‌اتیلن گلیکول یا PEG)، این مونومرها را عمدتاً از طریق پلیمریزاسیون حلقه گشا آنیونی وارد واکنش می‌کنیم. به دلیل فشار ترمودینامیکی شدید درون حلقه سه‌عضوی، باز شدن حلقه با سرعت و آنتالپی بالایی همراه است. برای اترهای حلقوی بزرگ‌تر مانند تتراهیدروفوران (THF) که یک حلقه پنج‌عضوی است، شرایط واکنش متفاوت است؛ ما برای تبدیل THF به پلی‌تترامتیلن اتر گلیکول (PTMEG)، صرفاً از بسپارش حلقه گشا کاتیونی بهره می‌بریم، زیرا اکسیژن موجود در حلقه پنج‌عضوی تنها از طریق حمله الکترون‌دوست‌ها قابلیت فعال‌سازی و شکافت پیوند دارد.

ما برای تولید پلیمرهای معدنی-آلی مانند پلی‌دی‌متیل‌سیلوکسان (PDMS)، از مونومرهای حلقوی بر پایه پیوندهای سیلیسیم-اکسیژن استفاده می‌کنیم. هگزامتیل‌سیکلوتری‌سیلوکسان (معروف به $D_3$) و اوکتامتیل‌سیکلوتتراسیلوکسان ($D_4$) مونومرهای اصلی در این فرایند هستند. پیشروی واکنش در این ترکیبات بر پایه تعادل ترمودینامیکی میان شکل حلقوی مونومر و زنجیره خطی استوار است. ما با استفاده از آغازگرهای اسیدی یا بازی قوی، پیوندهای قطبی $\text{Si-O}$ را در ساختار حلقوی شکسته و آن‌ها را به صورت متوالی به انتهای فعال زنجیره اضافه می‌کنیم تا ساختار پلیمری پلی‌سیلوکسان شکل بگیرد.

ما در انتقال دانش از محیط آزمایشگاه به صنعت، باید خروجی‌های پلیمریزاسیون حلقه گشا را در حوزه‌های مصرفی ارزیابی کنیم. پلیمرهای به دست آمده از این روش به دلیل داشتن هترواتم در زنجیره اصلی و عدم حضور پسماندهای جانبی واکنش، خواص فیزیکی و شیمیایی متمایزی از خود نشان می‌دهند که آن‌ها را برای استفاده در صنایع حساس مناسب می‌سازد. ما در این بخش بررسی می‌کنیم که محصولات نهایی این واکنش‌ها دقیقاً در چه صنایعی و با چه هدفی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

ما در صنعت مهندسی بافت و پزشکی به موادی نیاز داریم که سازگاری کاملی با محیط فیزیولوژیک بدن داشته باشند و پس از اتمام عملکرد، به متابولیت‌های طبیعی تجزیه شوند. پلیمرهای سنتز شده با روش پلیمریزاسیون حلقه گشا، به ویژه پلی‌لاکتیک اسید (PLA) و پلی‌کاپرولاکتون (PCL)، به دلیل خلوص بالا، مواد اولیه ما برای تولید نخ‌های بخیه جذبی و پین‌های ارتوپدی هستند. در سیستم‌های نوین دارورسانی نیز، ما از این پلیمرهای تولید شده با بسپارش حلقه گشا به عنوان حامل‌های دارویی استفاده می‌کنیم. شبکه پلیمری با تخریب تدریجی پیوندهای استری خود در محیط بدن، دوز مشخصی از دارو را در بازه زمانی تعیین‌شده در بافت هدف آزاد می‌کند.

مدیریت پسماندهای پلاستیکی، ما را به سمت توسعه جایگزین‌های تجدیدپذیر برای پلیمرهای پایه نفتی هدایت کرده است. پلیمریزاسیون ROP مسیر تولید صنعتی پلاستیک‌هایی را هموار می‌کند که در محیط زیست و تحت تاثیر میکروارگانیسم‌ها تجزیه می‌شوند. ما در خطوط تولید ظروف یکبار مصرف گیاهی، فیلم‌های بسته‌بندی مواد غذایی و مالچ‌های کشاورزی، از این دسته از مواد بهره می‌بریم. ساختار مولکولی ایجاد شده در بسپارش حلقه گشا دارای نقاط مشخصی برای حمله آنزیمی است که تخریب پلاستیک را در شرایط کمپوست صنعتی تضمین می‌کند.

صنایع خودروسازی، هوافضا و الکترونیک برای عایق‌بندی و ساخت قطعات نیازمند موادی با پایداری حرارتی بالا هستند. ما با استفاده از پلیمریزاسیون حلقه گشا، الاستومرهای سیلیکونی (مانند PDMS) را سنتز می‌کنیم که در تولید واشرها، چسب‌های صنعتی و روکش کابل‌های فشار قوی کاربرد دارند. بسپارش حلقه گشا در رزین‌های اپوکسی نیز به ما امکان می‌دهد پوشش‌های محافظتی تخصصی با چسبندگی بالا به سطوح فلزی و مقاومت شیمیایی در برابر خوردگی توسعه دهیم. این مواد به عنوان ماتریس پایه در ساخت کامپوزیت‌های صنعتی به کار گرفته می‌شوند.

ما در مراحل پیشرفته‌تر سنتز، از هوموپلیمرهای خطی ساده عبور می‌کنیم و به طراحی معماری‌های ماکرومولکولی پیچیده می‌پردازیم. پلیمریزاسیون حلقه گشا به ما این امکان را می‌دهد که مونومرهای حلقوی مختلف را با توالی‌های فضایی مشخص در کنار یکدیگر قرار دهیم و ریزساختارهای چندجزئی خلق کنیم. کنترل دقیق روی انتهای زنده زنجیره‌ها در بسپارش حلقه گشا، ابزار اصلی ما برای ایجاد این توپولوژی‌های فضایی است و مسیر سنتز شبکه‌های پلیمری با هندسه از پیش تعیین‌شده را هموار می‌کند.

ماهیت زنده بودن واکنش در بسیاری از سیستم‌های پلیمریزاسیون ROP، یک مسیر سینتیکی مطمئن برای سنتز کوپلیمرهای دسته‌ای فراهم می‌کند. ما در این روش ابتدا مونومر اول (مانند لاکتید) را وارد محیط واکنش می‌کنیم. پس از پیشروی واکنش و مصرف کامل این مونومر، از آنجا که انتهای زنجیره پلیمری همچنان فعال و بدون تغییر باقی مانده است، مونومر دوم (مانند کاپرولاکتون) را مستقیماً به راکتور می‌افزاییم.

زنجیره از همان نقطه فعال شروع به رشد مجدد کرده و مونومرهای جدید را به صورت یک بلوک یکپارچه به بلوک قبلی متصل می‌کند. ما با تنظیم زمان افزودن مرحله‌ای و محاسبه دقیق غلظت هر مونومر در فرایند پلیمریزاسیون حلقه گشا، طول هر بلوک را به صورت کاملاً مستقل برنامه‌ریزی می‌کنیم. این تکنیک تغذیه متوالی، امکان تولید کوپلیمرهایی با توالی‌های دوگانه $A-B$ یا سه‌گانه $A-B-A$ را با مرزهای فازی کاملاً تفکیک‌شده برای ما فراهم می‌سازد.

برای دستیابی به ساختارهای غیرخطی و متراکم، ما الگوی خطی را تغییر داده و از آغازگرهای چندعاملی (Multi-functional initiators) استفاده می‌کنیم. در روش مرسوم سنتز با عنوان «ابتدا هسته» (Core-first)، یک مولکول دارای چندین گروه فعال هیدروکسیل یا آمین (مانند پنتااریتریتول با چهار عامل یا ساختارهای دندریمری) به عنوان مرکز هندسی واکنش انتخاب می‌شود.

با شروع بسپارش حلقه گشا، مونومرها به صورت همزمان از تمام این سایت‌های فعال شروع به رشد می‌کنند. ما با حفظ شرایط ایزوترمال و توزیع یکنواخت کاتالیزور، پلیمرهای ستاره‌ای با بازوهای هم‌طول و تقارن فضایی بالا سنتز می‌کنیم. شعاع هیدرودینامیکی و حجم آزاد این معماری‌های ستاره‌ای تولید شده با روش پلیمریزاسیون ROP، نسبت به همتایان خطی خود با همان وزن مولکولی بسیار کمتر است؛ رفتاری که در هم‌خوردگی زنجیره‌ها (Chain Entanglement) تغییر ایجاد کرده و خواص رئولوژیکی مذاب را بهبود می‌بخشد.

یکی از مهم‌ترین سیستم‌های ترکیبی در این حوزه، کوپلیمریزاسیون همزمان مونومرهای دایمری لاکتید و گلیکولید برای سنتز پلی(لاکتیک-کو-گلیکولیک اسید) یا PLGA است. ما در این واکنش پلیمریزاسیون حلقه گشا، هر دو مونومر حلقوی را به طور همزمان در مجاورت کاتالیزور حرارت می‌دهیم. تفاوت در سینتیک و نسبت‌های واکنش‌پذیری (Reactivity Ratios) این دو مونومر، تعیین‌کننده نحوه توزیع آن‌ها در طول زنجیره است.

حلقه گلیکولید به دلیل نداشتن گروه متیلِ جانبی، ممانعت فضایی (Steric Hindrance) کمتری دارد و با سرعت بیشتری نسبت به لاکتید وارد زنجیره در حال رشد می‌شود. ما با تغییر نسبت تغذیه اولیه این دو مونومر در رژیم سینتیکی بسپارش حلقه گشا، ریزساختار کوپلیمر را از حالت تصادفی (Random) با توزیع آماری نامنظم، تا حالت‌های گرادیانی تنظیم می‌کنیم تا فاصله بین پیوندهای استری در طول اسکلت ماکرومولکول را به صورت شیمیایی مهندسی کنیم.

ما در مسیر توسعه فرایندهای سازگارتر با محیط زیست، از روش‌های کاتالیزوری کلاسیک فاصله گرفته و به سمت استفاده از سیستم‌های بیولوژیکی حرکت می‌کنیم. پلیمریزاسیون حلقه گشا آنزیمی (eROP) رویکردی در شیمی سبز است که به ما اجازه می‌دهد بدون نیاز به ترکیبات سمی فلزی، ساختارهای ماکرومولکولی را سنتز کنیم. در این بخش بررسی می‌کنیم که چگونه ماکرومولکول‌های زیستی جایگزین ارگانوکاتالیست‌ها و ترکیبات آلی-فلزی می‌شوند.

آنزیم‌ها، به ویژه کلاس لیپازها، گزینه‌های اصلی ما برای پیشبرد این دسته از واکنش‌ها به شمار می‌روند. لیپاز کاندیدا آنتارکتیکا B (شناخته شده با نام تجاری Novozym 435) یکی از رایج‌ترین بیوکاتالیست‌ها در این زمینه است. ما در محیط آزمایشگاه مشاهده می‌کنیم که جایگاه فعال این آنزیم‌ها، مونومرهای حلقوی (مانند لاکتون‌ها) را می‌پذیرد. واکنش با حمله گروه هیدروکسیلِ اسید آمینه سرین به کربونیلِ حلقه آغاز می‌شود و یک واسطه آسیل-آنزیم (Acyl-enzyme intermediate) تشکیل می‌دهد. سپس یک مولکول آغازگر یا انتهای یک زنجیره پلیمری در حال رشد به این واسطه حمله کرده و با انتقال گروه آسیل، بسپارش حلقه گشا یک مرحله به پیش می‌رود. این بیوکاتالیست‌ها به دلیل گزینش‌پذیری (Selectivity) بسیار بالا، امکان تولید پلیمرهایی با خلوص فضایی دقیق را برای ما فراهم می‌کنند.

یکی از تفاوت‌های مشهود در پلیمریزاسیون ROP آنزیمی، شرایط عملیاتی آن است. برخلاف روش‌های متداول که نیازمند دماهای بالا و اتمسفر کاملاً خشک و بی‌اثر هستند، ما می‌توانیم پلیمریزاسیون حلقه گشا با واسطه آنزیم را در دماهای پایین (معمولاً بین 40°C تا 80°C) و حتی در حضور مقادیر مشخصی از رطوبت انجام دهیم. از منظر ترمودینامیکی، جایگاه فعال آنزیم با تثبیت حالت گذار (Transition state)، سد انرژی فعال‌سازی را کاهش می‌دهد و به ما کمک می‌کند تا مونومرهایی با کشش حلقه پایین (مانند ماکرولاکتون‌ها) را که در شرایط عادی واکنش‌پذیری کمی دارند، به راحتی پلیمریزه کنیم. نرخ پیشروی واکنش در این حالت مستقیماً به غلظت آنزیم و سطح فعال آن بستگی دارد. ما با استفاده از این شرایط حرارتی ملایم در بسپارش حلقه گشا، از تخریب حرارتی زنجیره‌ها یا تغییر رنگ پلیمر که در دماهای بالا رخ می‌دهد، جلوگیری می‌کنیم.

ما پس از تکمیل فرایند سنتز در راکتور، باید ساختار شیمیایی و فیزیکی محصول نهایی را به دقت ارزیابی کنیم. تایید موفقیت‌آمیز بودن پلیمریزاسیون حلقه گشا نیازمند استفاده از تکنیک‌های آنالیزی پیشرفته است تا مطمئن شویم زنجیره‌های تولید شده دقیقاً با معماری و طول مدنظر ما مطابقت دارند. ما در این بخش بررسی می‌کنیم که چگونه با ابزارهای طیف‌سنجی و حرارتی، داده‌های کمی و کیفی لازم را از پلیمرهای حاصل از بسپارش حلقه گشا استخراج می‌کنیم.

طیف‌سنجی رزونانس مغناطیسی هسته (NMR) یکی از دقیق‌ترین روش‌های ما برای اثبات ساختار شیمیایی است. ما با استفاده از طیف‌های $^1\text{H-NMR}$، جابه‌جایی شیمیایی (Chemical Shift) پروتون‌های موجود در اسکلت اصلی زنجیره را با پروتون‌های گروه‌های انتهایی (End-groups) مقایسه می‌کنیم. از آنجا که در پلیمریزاسیون حلقه گشا، آغازگر به عنوان گروه انتهایی در زنجیره باقی می‌ماند، ما با انتگرال‌گیری از پیک‌های مربوط به واحدهای تکرارشونده و مقایسه آن با پیکِ آغازگر، درجه پلیمریزاسیون ($DP_n$) و به تبع آن وزن مولکولی عددی متوسط ($M_n$) را با دقت بسیار بالایی محاسبه می‌کنیم. این تکنیک همچنین به ما اجازه می‌دهد تا درصد تبدیل مونومر به پلیمر را در حین پیشروی واکنش پلیمریزاسیون ROP به صورت کمی رصد کنیم.

برای درک توزیع طول زنجیره‌ها در توده پلیمری، ما از کروماتوگرافی ژل تراوایی (GPC) که نوعی کروماتوگرافی طرد اندازه (SEC) است، بهره می‌بریم. ما محلول پلیمری حاصل از پلیمریزاسیون ROP را از ستون‌های حاوی ژل متخلخل عبور می‌دهیم. زنجیره‌های بزرگ‌تر که قادر به ورود به حفرات ژل نیستند، سریع‌تر از ستون خارج می‌شوند و زنجیره‌های کوچک‌تر زمان بازداری (Retention time) بیشتری خواهند داشت. ما با رسم منحنی کالیبراسیون بر اساس استانداردهای مشخص، وزن مولکولی وزنی متوسط ($M_w$) و شاخص پراکندگی ($PDI$) را محاسبه می‌کنیم. یک منحنی GPC باریک و تک‌نما (Unimodal) به ما نشان می‌دهد که بسپارش حلقه گشا به صورت کنترل‌شده و بدون وقوع واکنش‌های جانبی انتقال زنجیر انجام شده است.

خواص حرارتی پلیمرها تعیین‌کننده محدوده دمایی پردازش و کاربرد آن‌ها در صنعت است. ما با استفاده از گرماسنجی روبشی تفاضلی (DSC)، دمای انتقال شیشه‌ای ($T_g$)، دمای ذوب ($T_m$) و درصد تبلور محصول را اندازه‌گیری می‌کنیم. منظم بودن ساختار فضایی زنجیره‌ها که از دستاوردهای تکنیکی پلیمریزاسیون حلقه گشا با کاتالیزورهای اختصاصی است، مستقیماً باعث افزایش آنتالپی ذوب و تغییر رفتار بلوری پلیمر می‌شود. همزمان، ما با آنالیز گرماوزن‌سنجی (TGA)، پایداری حرارتی و دمای تخریب زنجیره‌ها را بررسی می‌کنیم. وجود ناخالصی‌های فلزی باقی‌مانده از کاتالیزورهای پلیمریزاسیون ROP می‌تواند دمای تخریب حرارتی را به شدت کاهش دهد؛ از این رو، داده‌های TGA به ما کمک می‌کنند تا کیفیت مراحل خالص‌سازی پس از سنتز را ارزیابی کنیم.

ما زمانی که از ارلن‌های چند گرمی آزمایشگاهی به سمت راکتورهای چند تنی صنعتی حرکت می‌کنیم، با متغیرهای مهندسی پیچیده‌ای روبرو می‌شویم. انتقال فرایند پلیمریزاسیون حلقه گشا به مقیاس تجاری (Scale-up) نیازمند بازطراحی پارامترهای عملیاتی است. رفتار ترمودینامیکی و سینتیکی که در حجم‌های کوچک به راحتی قابل کنترل است، در مخازن بزرگ چالش‌های جدیدی در زمینه انتقال جرم و حرارت ایجاد می‌کند. ما در این بخش مشکلات مهندسی شیمیِ مرتبط با تولید انبوه این دسته از پلیمرها را تحلیل می‌کنیم.

واکنش‌های بسپارش حلقه گشا معمولاً گرمازا هستند. ما در مقیاس آزمایشگاهی این گرمای آزاد شده را به راحتی از طریق دیواره‌های ظرف دفع می‌کنیم، اما در یک راکتور صنعتی، نسبت سطح به حجم به شدت کاهش می‌یابد. همزمان با پیشروی پلیمریزاسیون ROP و افزایش وزن مولکولی، ویسکوزیته (گرانروی) سیال درون راکتور به صورت تصاعدی بالا می‌رود. این افزایش گرانروی، حرکت پروانه‌های همزن را محدود کرده و باعث ایجاد نقاط داغ موضعی (Hot spots) در مرکز راکتور می‌شود. ما برای جلوگیری از تخریب حرارتی زنجیره‌ها و حفظ یکنواختی توزیع دما، از همزن‌های لنگری (Anchor agitators) با گشتاور بالا و سیستم‌های خنک‌کننده دارای مبدل‌های حرارتیِ پیشرفته استفاده می‌کنیم.

طولانی شدن زمان اقامت مواد در راکتورهای بزرگ و توزیع نامنظم حرارت، شرایط را برای وقوع واکنش‌های جانبی فراهم می‌کند. یکی از مخرب‌ترین پدیده‌ها در پلیمریزاسیون حلقه گشا (به خصوص در سنتز پلی‌استرهایی مانند PLA و PCL)، واکنش تبادل استری درون‌مولکولی یا Back-biting است. ما مشاهده می‌کنیم که انتهای فعال زنجیره پلیمری، به جای حمله به مونومر جدید، به پیوندهای استریِ درون اسکلتِ خودِ زنجیره حمله می‌کند. این حمله بازگشتی باعث بریده شدن ماکرومولکول و تشکیل الیگومرهای حلقوی کوچک می‌شود. برای مهار این پدیده در مقیاس صنعتی بسپارش حلقه گشا، ما باید پروفایل دمایی راکتور را دقیقاً در مرز سینتیکیِ بهینه نگه داریم و واکنش را بلافاصله پس از رسیدن به درصد تبدیلِ هدف، متوقف (Quench) کنیم.

طراحی خط تولید پلیمریزاسیون ROP به دو شکل اصلی ناپیوسته (بچ) و پیوسته انجام می‌شود. ما در راکتورهای بچ، تمامی مواد اولیه را یکجا شارژ کرده و پس از اتمام بسپارش حلقه گشا، مخزن را تخلیه می‌کنیم. این روش برای تولید گریدهای خاص و حجم‌های متوسط انعطاف‌پذیری بالایی دارد، اما کنترل یکنواختی محصول از یک بچ به بچ دیگر (Batch-to-batch variation) دشوار است. در مقابل، ما برای تولیدات تناژ بالا از راکتورهای اکستروژن واکنشی (Reactive Extrusion) به صورت پیوسته استفاده می‌کنیم. در این سیستم، مونومر و کاتالیزور به طور مداوم وارد اکسترودر شده و پلیمر مذاب از انتهای آن خارج می‌شود. این روش پیوسته در پلیمریزاسیون حلقه گشا، اختلاط بسیار قدرتمندی فراهم کرده و مشکل انتقال حرارت در سیالات با ویسکوزیته بالا را به شکل موثری برطرف می‌سازد.

ما در این بخش پایانی به مهم‌ترین و پرتکرارترین پرسش‌های پژوهشگران، دانشجویان و مهندسان شیمی پیرامون فرایند بسپارش حلقه گشا پاسخ می‌دهیم تا ابهامات رایج در طراحی آزمایش و درک مکانیسم‌های این واکنش برطرف شود. این پرسش‌ها بر اساس چالش‌های واقعی در محیط آزمایشگاه و صنعت تدوین شده‌اند.

در پلیمریزاسیون تراکمی (مانند سنتز پلی‌استرهای کلاسیک)، اتصال مونومرها همواره با خروج یک مولکول کوچک جانبی (مانند آب یا متانول) همراه است و ما برای رسیدن به وزن مولکولی بالا باید این مولکول‌ها را به طور مداوم از محیط خارج کنیم. اما ما در پلیمریزاسیون حلقه گشا (ROP) با یک مکانیسم زنجیره‌ای مواجه هستیم که در آن، تمام اتم‌های مونومر حلقوی بدون تولید هیچ‌گونه پسماند یا مولکول جانبی، مستقیماً وارد اسکلت اصلی زنجیره پلیمری می‌شوند. این تفاوت ساختاری به ما امکان می‌دهد پلیمرهایی با خلوص بالاتر و سینتیک کنترل‌شده‌تری سنتز کنیم.

کشش زاویه‌ای و فضایی درون یک ساختار بسته، نیروی محرکه ترمودینامیکی برای پیشروی واکنش را تامین می‌کند. حلقه‌های کوچک (مانند اپوکسیدهای سه‌عضوی) دارای تنش درونی بالایی هستند. ما با شکستن یکی از پیوندهای این حلقه‌ها در فرایند بسپارش حلقه گشا، انرژی پتانسیل فیزیکی ذخیره‌شده را آزاد می‌کنیم. این آزادسازی انرژی باعث منفی شدن تغییرات انرژی آزاد گیبس ($\Delta G<0$) شده و غلبه بر سد آنتروپی را برای پیشرفت واکنش پلیمریزاسیون ROP تضمین می‌کند.

ما از این روش سنتز به طور گسترده برای تولید پلیمرهای حاوی هترواتم در زنجیره اصلی استفاده می‌کنیم. پلی‌لاکتیک اسید (PLA) و پلی‌کاپرولاکتون (PCL) از شناخته‌شده‌ترین محصولات پلیمریزاسیون حلقه گشا هستند که در صنایع پزشکی (مانند مهندسی بافت، نخ بخیه جذبی و سیستم‌های دارورسانی) و تولید پلاستیک‌های زیست‌تخریب‌پذیر کاربرد دارند. همچنین تولید تجاری سیلیکون‌ها (مانند پلی‌دی‌متیل‌سیلوکسان یا PDMS) برای مصارف صنعتی و الاستومری، از طریق بسپارش حلقه گشا مونومرهای حلقوی سیلوکسان انجام می‌گیرد.

پلیمریزاسیون زنده (Living Polymerization) شرایطی سینتیکی را توصیف می‌کند که در آن واکنش‌های اختتام (Termination) و انتقال زنجیر (Chain Transfer) سرکوب شده‌اند. ما در این حالت از پلیمریزاسیون حلقه گشا مشاهده می‌کنیم که انتهای زنجیره‌های پلیمری حتی پس از مصرف کامل مونومرهای اولیه، همچنان فعال (Active) باقی می‌مانند. این ویژگی کنترل‌شده به ما اجازه می‌دهد با افزودن یک مونومر متفاوت به راکتور، رشد زنجیره را مجدداً آغاز کنیم و کوپلیمرهای دسته‌ای (Block copolymers) با توزیع وزن مولکولی بسیار باریک طراحی کنیم.

https://omidomranco.com/6qvhKY
کپی آدرس